چنگ میزنم به خیالت!
مشتم را که باز میکنم غمگینتر میشوم...
عطر دست هایت می پرد!
کدام را نگه دارم؟؟؟
خیالت را؟؟
... عطر دست هایت را؟؟
آن روزهای از دست رفته را؟؟
یا...؟؟
هیچکدام!
من خواب و خیال نمیخواهم!
خودت را کم دارم...!
یادت که نرفته؟
تو یک آغوش به من بدهکاری...

عاشق که می‌شوی
لالایی خواندن هم یاد بگیر
شب‌های باقیمانده‌ی عمرت
به این سادگی‌ها
صبح نخواهند شد

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ ...
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ،
ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ....
ﺻﺒﺤﻬﺎ ... ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺷﻠﺨﺘﻪ ...

... ﺯﯾﺮﭼﺸﺎﺵ ﮐﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪﻩ ...
ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﯼ ﺍﻭﻝ ﺻﺒﺤﺶ ﮐﻪ جیغ ﻣﯿﺰﻧﻪ :
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﯿﺎاااااﺍﺍﺍﺍ ﺗﻮ !!!
بعدشﻓﺮﺍﺭﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ،
تمومه ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﻪ ﻣَﺮده ....
تموم دنیای یه "پدره♥"

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام،،،
مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با
یــک جمـــــلـــه
یـــک لبـــــخـنـــد،،،
بــه بــازی میـــــگیــــری
... مــــــیگـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت، شـــیطنـــت هــــایت
و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم
... مــــــیگویند ســــاده ام
اما تـــــو این را باور نکن
مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم،
همیـــــــــن!!!!
و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد..

خـــداحافظ بـــهــــــار ...!

چقدر به تــــو وابستـــه ام،

به خاطــر ارديـبهــــ♥ـشتـت ... ♥
...
در اوليــــن شب تابستـــان، دلــــم برای تــو تنـــگ می شود

و گونــه هايـــم،

خيابـــان نمنــــاک يک شب بهــــــــاريــست ...

دیر آمدی
تمام شده ام دیگر
بس که بلعیده ام اندوه نبودنت را
اما!!!!!!
می بخـــــــــشمـــــــــت!
... با آنکه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تــو

 

====================

دلم لک زده واســﮧ یــﮧ عاشقانـﮧ ے اروم
کــﮧ تو رو سفت بغل کنم
بذارے ازت گـلــﮧ کنم
از همــﮧ این کابوسهایـے کــﮧ چشم تــــورو دور دیـــدن و آزارم دادن
گریــــﮧ کنم و تو اشکامو پاکـــ کنــے
...
... دلتنگـے هام رو بهونــﮧ کنم
سرم رو توے گودے گردنت قایِم کنم
تمام نفســــم رو پر کنم
از عطر تنت و آروم بگیرم !!!

 

=======================

بیا آخرین شاهکارت را ببین....


مجسمـه ای با چـشمانی باز خیره به دور دست....


... شاید شرق،شاید غرب مبهوت یک شکست....


مغلوب یک اتفاق ،مصلوب یک عشق، مفعول....


یک تاوان خرده هایش را باد دارد می برد.....


و او فقط خاطراتش را محکم بغل گرفته…


بیا آخرین شاهکارت را بیبین....


مجسمه ای ساخته ای به نام من

 

==========================

هر که مرا دید ،
تو را نفرین کرد …
و من حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود...!

======================

به دلــــــــــــــــم افتاده بـود
كـه امشــــب حتــما خوآبـش رآ می بینم
امــا ....
تا صُبـح بـه شـوق دیدنــــش خوابـــــــــم نبرد ...

=========================

شمعی روشن کردم
حوالی ِ همیــــن روزها،
که زودتـــــر بیایــــی،
میگـــــویند؛
دعـــــایٍ دیوانــــگان هم،
مستــــجاب میشود

================

ﺑﻔﻬـــــــــــﻢ 

ﺩﺍﺭﺩ ﻧــــﺎﺯ " ﺗــــــــــــــــــﻮ " ﺭﺍ ﻣﯿﮑﺸﺪ ..
پسری که از غرور
ﺧﻮﺭﺷـــــﯿﺪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮔـﺮﺩ ﭘﺎﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺭسید

=====================

ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ...
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ..
ﺑﺎ ..
ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻡ !!..

===================

 

"بر باد رفته" صد بار بهت است از "از یاد رفته" !

=================

سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی
=====================

 

حس خوبی بود
لای مویرگها
شاید هم ,
در جیب پیراهن , لای سیگارها
گاهی در قلب
گاهی هم بر لبانم
از چشمانم دور نمی شد , احساسش ..

از روزی که عاشقش شدم
... او در من زندگی می کرد ..
==================
لم بده ,
رها کن خود را
آب شو در آغوشم
کدام رسوایی ؟؟
کدام بی ابرویی ؟؟

مگر غیر از من و تو
هنوزم هست کسی در شهر ؟؟

... چنــان در تو
چنــان در خود
چنــان گم کرده ام خود را
کــه بیهودست مرا ,
تـــرساندن از چشم نامحرم ..

نـــه بیدارم
نـــه در خوابی هوس الود
نـــه رویای پنهانی به سر دارم
کــه از ترسش مرا ,
بـــه شلاق نصیحت هی کنند ارام ..

مــــــی ترسم
کــه این اشفتگی هایم
کــه این پریشان حالیم
کــه این بیش از حـــــد به فکرش بودنم
جــانم را نـــرساند به لبانش ..

من این را خــــوب فهمیدم
که عشق یعنی
ساده دلدادگی کردن
حتی در ازدحام وحشــــی نگاه ها .. همین
=================
از من گذشتی...
از تو نمی گذرم...
یادت به خیر هم بشود از تو نمی گذرم...
با نبودنت کنار نمی آیم...
تنها هم نمی مانم...

یادت مجبور است با من بماند...
فکر کردی منی که از تو نمی گذرم از یادت می گذرم؟
======================
حال که برگشتی
وقتمان را
برای گلایه ها هدر ندهیم
بیا سراغ چشمانت برویم
================
شب و
شیب جاده و
شوق هوس و
بوی تن و
... تب از عطر تنش ..

جاده با پیچش پیچید و من
از معبر بی عبور جاده پریدم ..

دری رو به من باز شد
دری به دنیای دیگری
پر و بال و پرواز و خوشبختی ..

حال و روزم این است
چه خـــــوش است حال بـــد من ..
=================
خواب دیده ام
که ما به هم می رسیم
خدا کند راست باشد
وقتش مهم نیست
فقط برسیــــم ..
=============

"میرحسین موسوی در برابر تلوزیون نشسته و کنفرانس خبری رئیس جمهور منتخب را می بیند... که ناگهان فردی فریاد می زند: "روحانی یادت باشه، میرحسین باید باشه"...
نگهبان بلافاصله تلوزیون را خاموش می کند
مهندس خنده اش می گیرد و به نگهبان می گوید: "ظاهراً من را می گفت! میرحسینی که سه سال است هر روز و شب از فراموش شدنش می گوئی!""

=============================


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

دکمه ای از پیراهنت باز شده ..
با احتیاط نفس بکش
مراقب دکمه ها باش ..
دکمه به دکمه
شبم را سیاه نکن
... شمع شبم را مراقب باش ..
بعد اندوه بلندی از اه
می گویم :
نکند
امشب
لای این نوشته هایم
قاتلی شوم
که بیگناه
خودم را به کشتن بدهم ..

ولی دلم می گوید
نترس
من برای تک تک نفسهایش برنامه دارم ..
=================

چشم و دلم سیر نیست..

تو با..

نگاهت..

بوسه هایت..

سیرش کن…

==============

شب‌هایی‌ هست که من و دیوارهای خاکستری
دلمان را به آمدن تو خوش می‌کنیم
شنیدی ؟؟
انتظار ... صحبت از بی‌ نهایت است
شب‌هایی‌ هست که نبودنت
مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر می‌کند..

شب‌هایی‌ هست که
بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ می‌کنم
شنیدی ؟؟
صحبت از ذره ذره نیست شدن است
شب‌ها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس می‌کنم
شنیدی ؟؟

کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن است
شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد
شب هایی ...مثل امشب ... که کاش صبح نشود
میشنوم ...
صحبت از ختم این قائله است
صحبت از خس خس نفس‌های عشقی‌ که شاید به صبح نکشد

==========================

دَســــتــــ هــــایــَـــم خــالـــی اَنـــد …


جـایِ خــالــی دَســــتـِـــ تــو را هــــیـــــچ کــَــســ


بــَــرایــَــم پــُــرنــمـــی کــــنــد …


راســــتــــ مــــی گـــُـفــتــــ شـــــامــــلو:

” دَســـــتـــِـــ خـالـی را بـایــَـــد بــَـــر ســَـر کــــوبــیـــد

======================

و خدا مے دانـد ...

سادگـے از تـه دلـبستـگے امـ پـیـدا بـود ...

 

====================

 

اناری ترکید
چه شیرین است
لبخندت را می گویم ..

خوشبختی , لحظه ایست
که تو می خندی ..
... خوشبختی یعنی
گره کور دستانمان ..
خوشبختی یعنی
حتی با تو گریه کردن ..
خوشبختی یعنی
ببینم که تو خوشبختی
خوشبختی یعنی
من , تو .. با هم .. همین
================

روی اعصابم راه می روی
کلافه کرده ای مرا
شب ها در رویـــا و
روزها پشت نقاب ناشناخته ای
لای بافت عابرین نــخ می شوی
گم می شــوی ...

کاش
با دستان هم
... می بافتیــم راه مان را
و می رفتیم روی اعصاب دنیا قــــدم می زدیم ...

راستی می دانستی که خودت از رویـــایت قشنگ تری !!؟؟
===================
کـــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــاه میگویم

دوستت دارم

اما ...

... کوتاه نمی آیــــــــــــــــــــــــــم ...!
-====================
بیا یک شب جایمان راعوض کنیم !!
من معشوقه میشوم..
وتوعاشق باش..
من خیانت میکنم ..
وتو فراموش کن ..
می بینی؟
جای من بودن سخت است
=================

شوری به پا کنیم که شب را سحر کند,
آوازمان دو گوش ستم پیشه کر کند؛
فریاد سبز ما که به گوشی فرو نرفت,
جیغ بنفش ما مگر اینکه اثر کند

از این ستون به بعد
زمین می چرخد
من قدم می زنم
و هر اتفاقی بدون تو می افتد

==================

تو نیستی و آسمان برای من آبی نیست /حتی اگر پای ابرهایش را وسط بکشد /آسمان نیست

===================

 

ترسم از این است
که اگر
باری
در شبی
مست خوابی
... پابرهنه
به دلم
سرک کشیدی
شیطان نباشد به کنارم
تا گولم بزند
برای بوسه ای از تو ..
=====================

تو نیستی و
نامزدها
در شهر
بیهوده شلوغش کردند
رای من همان است
فقط گل نازم
یارم ..
===============
سرمان درد می کرد برای عاشقی
اما
دستی نبود
تا با دستمال سفیدی
در نسیم عصری
در سایه عشق
به سمت ما باد بخورد ..
===================
یادش به خیر ..
تن تنوری کوچه و
دخترکی در میان راه
که دوستم می داشت ..
هر روز
نرسیده به بی قراری
گم می شدیم لای قرارهایمان ..

روزی که رفت
... باد را دیدم
که از ناله های من
سرش را به شیشه می کوبید ..

باید برگردم
شاید خواب دیده ام
اصلا کوچه را اشتباه آمده ام , شاید ..
===================
چاله های خیابان
زخمهای دلدادگی های جاده است
راه هم
هوایی شده مسافری ست
که هی می رود و هی می رود و
و هیچ وقت تمام نمی شود ..

رفتنت اتفاق بزرگی بود
که من و جاده
... لگدمالش شدیم ..

مردم همه تورا بخدا سوگند می دهند...

اما برای من

تو آن همیشه ای
...
که خدا را به تو سوگند می دهم...!
======================
دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم...!!!


در کنار خیابانی بایستم...

تو بی آنکه مرا بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی...
...
هفتاد سال پیر شدن یک شبه

به حس گرمی دست های تو

هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی

می ارزد...!
=================
چه کارخوبی کردی که آمدی!
دلم هوای آتش دارد.
من به معجزه ی تو ایمان دارم!
=====================
بی خیال حرفای مردم
بیا مرا ببوس
انها پشت سر خدا که خداست حرف میزنند
وای به حال من و تو

=================
حــــال “مــــن” دیـــــدن دارد وقتـــــی کســـــی حـــال“تــــــو ” را میپـــــــرسـد …
====================
خستگي را آغوش ِ تو در مي كند.... وقتي نيستي .....عجالتاً چاي مي خوريم...
=================

بی تو
شبیه خاک سرد قبرستان های متروک حاشیه شهر میشوم
در من روییدن بگیر
در من سبز شو
نترس از بینهایت موریانه ها که این جا قدم میزنند
... کاری از آن ها برنمی آید
نزدیک برگ های سپیدت که شوند
در اشک چشمانم غرقشان خواهم کرد
بی هیچ دغدغه ای
فقط سبز شو
===================
تا به چَشم می آیی

لطیف ترین احساسِ آدمی

بروز می کند ،
...
و چه قدر سخت است

که نمی شود

به تمامِ قطره هایِ اشک

بوسه زد ...
==================


برای رفتنت...
راه باز بود و جادّه دراز...
و آزادانه رفتی...
ولی کاش چشمانت آن قدر باز بود...
که دراز بودن اَش را می دید...
...
===============

من رابطه هایی را دوست دارم که دو طرفه اند…
هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش…
هر دو خطر می کنند…
هر دو وقت می گذارند…
هزینه می کنند…
... هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن ...
با زمان هم میجنگند…
من عاشق رابطه های دو طرفه ام...
====================
رفتــم
گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم


شنیـدم
...
کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .
=========================
ایینه
سرد بود
خسته
اما من
فقط خودم را دیدم
... فردا
ایینه در سکوتی تلخ
شکسته بود...
================

وقـتـی از پـشـت خـنـجـر زدی
فـهـمـیـدم


هـنـوز بـه چـشـمـانـم مـبـتـلـایـی . .
...
================

امشب
چنگ می زند ,
زخمه های سیم
از تار تار نگاهت ..
===============
امشب
باید زود به رویا برسی
من
منتظر سقوط بر
بام صبح ام.
=================
گاهی دلت میخواد
دست بعضی خاطره ها را
بگیری
بکشی از گذشته بیرون
بغل شان کنی
... ببویی
و هزار بار دیگر
با آنها زندگی کنی
خاطره هایی که
کاش به آنجا نرسیده بودند
که باورت
را به باد دهند .
==================

می ترسم از سگ ....

اصرار نکن

به چشمانت خیره شوم ...
====================

چه می شد برگشتن مصدر فعل رفتن بود !
آن وقت تو که می رفتی
آب از آب تکان نمی خورد ...
==================
قهر که می کنی
لبخند نزن
چای تلخ را
در فنجان می ریزند
نه در قندان !
=================
کاش ,
خاری که بر تنم کاشتی ,
به قلبم نزدیکتر بود
عطر دستان تو را دارد ..

باید
با خون و دل ابش دهم
شاید
جوانه داد
گل داد
... و
تو
به چیدنش امدی ..

خدا کند تا بهار
این خار مرا نخشکاند ..
=================
امشب
چه ناکوک ساز می زنی ..

چنگ می زند ,
زخمه های سیم
از تار تار نگاهت ..

اخم نکن
چشمانت را نبند
... می ترسم
می ترسم جهانم سقوط کند ..
=================

امروز مرا محاکمه کردند
نام تو کافی بود
تا به تمام جرم های نکرده

اعتراف کنم

================


موهاش دریا بود ،دنیامو زیبا کرد
فهمید دیونم؛موهاشو کوتاه کرد

=====================


در جنگ با تو
من به تنهایی
یک لشکر / شکست خورده ام

====================


صدا میکنم ” تــــــــــــو ” را…
این ” جانی ” که میگویی

جانم را میگیرد…!

... نزن این حرف ها را

دل من جنبه ندارد

موقعی که نیستی….

دمار از روزگارم در می آورد....
===================
زمستان فصلش گذشت

اما رسمش ,

در دلم ,

کولاک می کند ...
====================
يــادت ,
در يـــادم ,
به خيــــر نمي شود
تا وقتي ,
دست از پا درازتر ِ احتیــــاجم
با ته ماندهِ روياهاي خسيست
از پس ممنــــــــوعه گی ها
از پس سرخردگی ِ گناهان قشنـــــــگ ,
رخنه مي کند ,
... کم کم ,
هر شـــــــــب ,
در من ..
======================
فقـــط چنـــد فــعـــل بـــود
کــه مــــرا ایــنــگونــه آواره کــرد

"خـــواســتـــمــت"

"هـــســـت" شـــدی و حــالا
...
"نـــیـــســـت"
===================


زمستان فصلش گذشت

اما رسمش در دلم

کولاک میکند ...

============


روسریت را سر کن

میترسم
پیچ وتاب موهایت
خدا را مست کند ..

دنیا , همین یک خدا را بیشتر ندارد
روسریت را سر کن

=================


گفتم : نرو ..
در را که ببندی
خیلی زود هم برگردی
باز هم دیر است ..

شاید
رهگذری بیاید و
موهایش در مهتاب
رازهای باد را
... در جاده های شمال
یادم بیاورد
و من
عاشقش شوم
نرو ..
================
سنگ نباش
حتی صبور ..
دریــا باش
حتی طــوفانی ..
بیدار شو
بخند
برقص ..

نشسته ای در خانه و خاطره قدم میزنی!؟
...نه جغد ها شومند
نه تاریکی پیام شب است
به کدامین گناه نکرده گرفتاری
بیدار شو
بی خیال فرشته ها
بگرد
رویا را پیدا کن
بخند با او
برقصانش به سازت
شهری را بهم بزن ..

یک روز تو ,
زیباترین دختر شهری بودی,
نگذار سکوتت , چروکِ گوشه چشم مادرت شود ..
بخند
برقص
رویا را پیدا کن ..
========================
از خانه که بیرون زدم
سایه ام هم
به سختی
پشت سرم
ارام ارام
خود را
روی زمین میکشید ..
نگرانم شده بود
دید که کنجی ایستادم
... هی دردم را در خیابانها دود میکنم
تا خود ِخود ِصبح ..
بس که چون من درد کشید
هی کوچ و کوچکتر شد
صبح دیگر نبود ..
======================


بهار رد پای تابوتیست
خوش منظره
اگر با تو نیاید ..

===============


سوختن در عشق
ساختن نمیسازد ..

به خورشید اعتماد نکنید
پروانه ها هم
گول همین توهم را خوردند ..

====================


ماژیک سیاهی برمیدارم
از پشت شیشه
ماه را سیاهش میکنم ..

دنیا را با ماه خودم میخواهم ..

==================


اینبار
از خر شیطان پیاده نمیشوم ..

وقتی
وسوسه اش
لبهای تو باشد ..

================


چهار پایه
زیر پایم رقصید
و زمین
نقشی به یادگار
برایم ترسیم کرد
وقتی
سر به هوایت شدم

=================


يــادت ,
در يـــادم ,
به خيــــر نمي شود
تا وقتي ,
دست از پا درازتر ِ احتیــــاجم
... با ته ماندهِ روياهاي خسيست
از پس ممنــــــــوعه گی ها
از پس سرخردگی ِ گناهان قشنـــــــگ ,
رخنه مي کند ,
کم کم ,
هر شـــــــــب ,
در من ..
===================
در نبــــود تو ,
به مجازاتــــــت مي کشيم هر شب
من و قاضی خيال ..

نـــــازت را به زنجیــــر می کشیم
تبعيـــــد مي شوي
به اتـــاقم ..

تو با ناسزا صــــدايم مي زني
... من هم دهن به دهــــن مي شوم با تو
اصلا من عـــــاشق دهن به دهن شدن با تــــــوام ..
=======================
این خیابانهای لعنتی
پا می دهند
به رفتنت ..

اما تو نرو ..
================

دارو هایم
گوشه ی اتاق ..

عکس تو
گوشه ای دیگر ...
...
می بینی ...؟؟؟

میان مرگ و زندگی
فاصله ای نیست .....

========================

بیا
نرو
نترس
صدایم کن
لمسم کن
... نترس از لمس تن عاشق
بی خیال زخم های در راه
جستجو کن در من خویش را
ان دم , نه هر دم که در من غوطه وری
باش
نرو
نباید اصلا میــل به رفتن را گشنگی کنی
دوستت دارم
دوستت دارم ..

به پشتوانه عشقم
دوستت دارم هایم
بیا
بمان
نترس
نترس از لمس تن عاشقم ..

 

==============================

تا می خواهم از تو دل بکنم، صبر می آید چقدر این عطسه های بی وقفه را دوست دارم

===========================

دیگر نبودنت
به هیچ کجای دنیا برنمی خورد
قسمت را به هر زبانی که بنویسی
قسمت خوانده می شود
شبیه صف های جدایی
... که همیشه برای ما خلوت است !
ببخش که نمی توانم برای جای خالی ات
شعر بنویسم
دستم بند است
بندِ رگی که خون اش
بند نمی آید !

========================

هیچ غصه‌ای را
با چشمان تو تقسیم نمی کنم,
من برای باران
دریا به ابر می دهم.

=======================

 

 

می خندی...؟؟؟

می لرزد دلـــــم...!

انگـــــار که قلبم روی گسل لب های تـــــوست...!!!

========================

نقشه می کشد
باد ,
هر بار ,
به شکلی ..
باری از شرقی ترین نقطه شب
به غربی ترین نقطه فرشته نشین شانه ات
دگر بار ,
هرزه وار ,
از عشق مو هایت ,
... از جنوبی ترین جای سقف سوراخ اسمان ,
به سمت شمالی ترین دکمه بر پیراهنت ..

بیچاره باد
گم می شود
هــــر بار ,
لای گره روســـــریت ..

چرا بیچاره باد؟
بیچاره من
که حتی ,
یک بار ,
تاب گیسویت را
سمت حوصله ام پرت نکردی ..

بیچاره من ..

 

========================

 

 

پوست و
گوشت و
استخوانم ،
عاااااااشــــقت شده است ؛
حالا هر چقدر می خواهی دور شو ،
از چشمهایم ...
...
==============================
نیمه شب
صدای زنگ تلفن بی خوابم کرد ..
تو انسوی خط بودی
و من
سراپا مست تو این سو ..
چه عاشقانه
ساعت ها
گفتیم و خندیدیم و گریه کردیم ..
صبح شده
... سپیده بیدار شده
اما
ما
هنوز
سرگرم گفتگو ..
دلم به خداحافظی نمی کشد
اول تو قطع کن لطفا ..

راستی خوب شد
این خط بوق ندارد
وگرنه هر روز
باید
کلی پول مکالمه می دادیم ..

==================================

جانم به لبم رسید،
بوسه هایت،
نه!

==================================

من از این‌جا خواهم رفت
و فرقی هم نمی‌کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می‌گریزد
از گم شدن نمی‌ترسد

==================================

تو بگو که بر می گردی....
من
هزار سال عمر می کنم ......

==================================

تو برگرد ، حتی یک روز هم کافی ست حتی یک نگاه . فقط برگرد

==================================

چراغهایِ تردیدِ انتهای رابطه ,
زل میزنند بر دست های تویی ,
که نوازش می کنی لمس تن فرشته ای را ..
مـــــــــست باش
اما به هــــــــــوش باش
وقتی جای تنپوش ,
قــــوس تنش را تنپـــوش می شوی
وقتی با عشق لای موهای یلداییش قـــدم می زنی ..
مردانه وجب بزن تن را ,
... اما ,
به وقت مـــــــکث تردید , پشت چراغهای چشمک زن عشق ,
پنجره های رابطه را تا انتها وا کن
فریاد بزن ,
که تا دنیا دنیاست ,
من هفت سنگ دلش را به سینه خواهم زد ..

==================================

 


وقتی که
خم ابرویی
تو را با خود برد
حس بیابانی در من بود
که تک درختش را
بریدند و سوزاندند ..

دود این سوختن
چشمه عشقِ بیابان را سوزاند ..
...
من وبيابان هم خدايى داريم ..
====================
امروز
دخترکي را ديدم
ساعتها
ايستاده و
درگير گفتگو
با تابلو ايست
کنار خيابان ..
و من
هم
...ساعتها
به تماشاي او ..
و با خود
ميگفتم
چقدر ديوانه زياد شده ...
================
به باد نخواهم داد دگر ,
دلم را
به بادِ زلف سیاهت ..

سرخ می کنم
صورتم را
از سیلی نقد تنهایی ..
اما نمی خواهم دگر
حلوا حلوای نسیه عشق را ..
...
================

دکتر نمی ایم
این تب از سرما نیست ..

به عشق او
زدم به دل باران
ولی او چترش را برای دیگری باز کرد ..

دلم برای عشق تب کرده است ..
===================

تا دنیا دنیاست
تنهایی با ماست ..
این را
سمفونی اسمان
در پا یکوبی باران
در ضرب دیوانه وار شیروانی
در صدای سنتوریِ سوختن سیگار
در اواز بلبلان هم دمم در قفس
در تماشاخانه دیوار و پنجره
... برایم دکلمه میکند , هربار ..

زخم تنهاییم
از درد چشمان خودم
اب میخورد
شاید هم
چشمان نگاری که فقط در خوابم سرک می کشد ..

تا چشم کار می کند
تنهایی ست که همراه ماست ..
روز ازل بود
که دست داد , تنهایی
ما هم به رسم ادب
دست دادیم ,
با رفاقت
تا ته خط
===================
هرشب مــزاحمی دارم ..
شکایت نمی کنم
اشناست ..
زنگ می زند
در گوشم
نه حرفی
نه فوتی
نه ..

... فقط یاد او را گوشزد می کند ..
==================
دست ها
حرف دل را
به تمام زبانهای دنیا
ترجمه می کنند ..

دستان من
از بی هم دستی
سالهاست که لال مانده ..
=================