ترسم از این است
که اگر
باری
در شبی
مست خوابی
... پابرهنه
به دلم
سرک کشیدی
شیطان نباشد به کنارم
تا گولم بزند
برای بوسه ای از تو ..
=====================

تو نیستی و
نامزدها
در شهر
بیهوده شلوغش کردند
رای من همان است
فقط گل نازم
یارم ..
===============
سرمان درد می کرد برای عاشقی
اما
دستی نبود
تا با دستمال سفیدی
در نسیم عصری
در سایه عشق
به سمت ما باد بخورد ..
===================
یادش به خیر ..
تن تنوری کوچه و
دخترکی در میان راه
که دوستم می داشت ..
هر روز
نرسیده به بی قراری
گم می شدیم لای قرارهایمان ..

روزی که رفت
... باد را دیدم
که از ناله های من
سرش را به شیشه می کوبید ..

باید برگردم
شاید خواب دیده ام
اصلا کوچه را اشتباه آمده ام , شاید ..
===================
چاله های خیابان
زخمهای دلدادگی های جاده است
راه هم
هوایی شده مسافری ست
که هی می رود و هی می رود و
و هیچ وقت تمام نمی شود ..

رفتنت اتفاق بزرگی بود
که من و جاده
... لگدمالش شدیم ..