چشم و دلم سیر نیست..
تو با..
نگاهت..
بوسه هایت..
سیرش کن…
==============
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:55 توسط علیرضا_جهانی
|
چشم و دلم سیر نیست..
تو با..
نگاهت..
بوسه هایت..
سیرش کن…
==============
شبهایی هست که من و دیوارهای خاکستری
دلمان را به آمدن تو خوش
میکنیم
شنیدی ؟؟
انتظار ... صحبت از بی نهایت است
شبهایی هست که
نبودنت
مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر
میکند..
شبهایی هست که
بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ
میکنم
شنیدی ؟؟
صحبت از ذره ذره نیست شدن است
شبها یی هست که پرواز را
زیر پوستم حس میکنم
شنیدی ؟؟
کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن
است
شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد
شب هایی ...مثل امشب ... که
کاش صبح نشود
میشنوم ...
صحبت از ختم این قائله است
صحبت از خس خس نفسهای
عشقی که شاید به صبح نکشد
==========================
======================
و خدا مے دانـد ...
سادگـے از تـه دلـبستـگے امـ پـیـدا بـود ...
====================