نمره اعصاب شما چند است؟

این یک آزمون استاندارد روان شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می ریزند و تسلیم می شوند یا اینکه با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می کنید و می ایستید.

1. فرض کنید کارفرمایتان از شما می خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می بیند، با لحن تندی با شما برخورد می کند. شما در این حالت، کدامیک از کارهای زیر را انجام می دهید؟

الف. احساس شکست و تحقیر می کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران تان هم تعریف می کنید. (2 نمره)
ب. به محل کارتان برمی گردید و سعی می کنید همه چیز را فراموش کنید. (5 نمره)
ج. موضوع را با یکی از صمیمی ترین دوستان تان در میان می گذارید و سعی می کنید با کمک او راه حلی برای مشکل تان پیدا کنید. (7 نمره)


2. فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده اید اما هر چه تلاش می کنید، نمی توانید با هیچ کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می کنید؟

الف. حوصله تان از این کار جدید سر می رود. دیر سر کار می روید و زود برمی گردید. (2 نمره)
ب. کارتان را به درستی انجام می دهید اما هم زمان به دنبال کار مناسب تری هم می گردید. (5 نمره)
ج. سعی می کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران تان. سعی می کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه حلی برایش پیدا کنید. (7 نمره)



3. فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، از دست می رود. آن وقت شما ...

الف. دل تان می خواهد با مشت به صفحه مونیتور بکوبید و آن را خرد کنید. (2 نمره)
ب. با عصبانیت از محل کارتان بیرون می آیید و از صحنه دور می شوید. (5 نمره)
ج. ناراحت می شوید اما به این فکر می کنید که از چه راهی می شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد. (7 نمره)



4. فرض کنید که یک هفته برای پروژه تان زحمت کشیده اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه، وقت دارید اما هنوز قسمت هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می کنید؟

الف. می خواهید کارتان را تمام کنید ولی آن قدر هیجان زده و عصبی هستید که نمی توانید روی کارتان تمرکز کنید. (2 نمره)
ب. با خودتان می گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم. (5 نمره)
ج. با خودتان می گویید: من که تا اینجا آمده ام، این چند ساعت را هم کار می کنم و بعدش هم تصمیم می گیرید کارتان را به اتمام برسانید. (7 نمره)


5. فرض کنید کارفرمایتان شما را از سر کارتان اخراج می کند. چه کار می کنید؟

الف. آنقدر نگران و پریشان می شوید که شب خواب تان نمی برد. (2 نمره)
ب. تصمیم می گیرید که چند روزی از کار به دور باشید (مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید. (5 نمره)
ج. نیازمندی های روزنامه را باز می کنید و به دنبال کار می گردید و از طریق دوستان و آشنایان تان هم جویای کار می شوید. (7 نمره)



6. فرض کنید در ارتباط با صمیمی ترین دوست تان دچار شک و تردید شده اید. چه کار می کنید؟

الف. مدام به این فکر می کنید که دوست تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به شما خیانت کند. (2 نمره)
ب. ارتباطتان را با او قطع می کنید. (5 نمره)
ج. تصمیم می گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست. (7 نمره)



7. فرض کنید رابطه تان با صمیمی ترین دوست تان به هم خورده است. آن وقت شما ...

الف. خودتان را به بی خیالی می زنید و می گویید تقصیر خودش بود! (2 نمره)
ب. سعی می کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید. (5 نمره)
ج. سعی می کنید بفهمید مشکل تان کجای کار بوده و اگر رفع شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط های بعدی، بیشتر دقت کنید. (7 نمره)


8. شب است و شما دارید در بزرگراه رانندگی می کنید که ناگهان اتومبیل تان دچار مشکل می شود و در تاریکی تنها می مانید. آن وقت شما ...

الف. وحشت می کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین تان را بدزدند. (2 نمره)
ب. ماشین را قفل می کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک ترین محل می روید. (5 نمره)
ج. سعی می کنید از ماشین های دیگر کمک بگیرید. (7نمره)


9. دارید درست رانندگی می کنید اما ماشین پشت سرتان دستش را گذاشته است روی بوق و می خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می کنید؟

الف. می گذارید رد شود ولی به او ناسزا می گویید. (2 نمره)
ب. اهمیت نمی دهید چون هنوز فاصله اش با شما زیاد است. (5 نمره)
ج. کنار می کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود. (7 نمره)


10. پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده اید. چه کار می کنید؟

الف. با پلیس جر و بحث می کنید و به او می گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد. (2 نمره)
ب. می دانید که بحث کردن با او هیچ فایده ای ندارد و به همین خاطر جریمه را سریع قبول می کنید. (5 نمره)
ج. سعی تان را می کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی کند جریمه را قبول می کنید. (7 نمره)


...

 

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.


تفسیر آزمون :

 


به کسانی که در این آزمون، بیشتر از 65 امتیاز آورده اند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین 30 تا 65 شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرس های زندگی شان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راه های مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

این یک داستان واقعی است!

 

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی.

اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می ریخت. می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟ اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم. چرا که من دلباخته یک دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم. من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم. خونه، 30درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها کرد و بعد همه رو پاره کرد.

زنی که بیش از 10 سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون 10 سال از عمرش رو برای من تلف کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده، اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم. بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد، چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود. بالاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا می افتاد.

فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست. وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز اینکه در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم. اون درخواست کرده بود که در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به صورت عادی کنار هم زندگی کنیم. دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو دچار مشکل بکنه! این مسئله برای من قابل قبول بود. اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته بودم و به خانه آوردم و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست هام بگیرم و راه ببرم!

خیلی درخواست عجیبی بود. با خودم فکر کردم حتما داره دیوانه می شه. اما برای این که آخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم. وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی"تعریف کردم اون با صدای بلند خندید گفت: به هر حال باید با مسئله طلاق روبرو می شد، مهم نیست داره چه حقه ای به کار می بره.

مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست هام گرفتم. هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می کردیم و معذب بودیم. پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می بره.جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می کرد، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود 10متر مسافت رو طی کردیم. اون چشم هاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو! نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم. رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل کارش رفت. من هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم، می تونستم بوی عطرشو استشمام کنم. عطری که مدتها بود از یادم رفته بود.

با خودم فکر کردم من مدتهاست که به همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سال هاست که ندیدمش، من از اون مراقبت نکرده بودم. متوجه شدم که آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته، چند تا چروک کوچک گوشه چشماش نشسته بود. لابلای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود! برای لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟! روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره احساس کردم. این زن، زنی بود که 10 سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود. روز پنجم و ششم احساس کردم، صیمیت داره بیشتر و بیشتر می شه، انگار دوباره این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره. من راجع به این موضوع به "دوی" هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون تر و راحت تر می شد که همسرم رو روی دست هام حمل کنم و راه ببرم. با خودم گفتم حتما عضله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می کرد.

یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد که هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند. با صدای آروم گفت: لباس هام همگی گشاد شدند. و من ناگهان متوجه شدم که اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به همین خاطر بود که من اون رو راحت حمل می کرد. انگار وجودش داشت ذره ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد، ضربه ای که تا عمق وجودم رو لرزوند. توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل کرده بود. انگار جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند شدم و سرش رو نوازش کردم. پسرم این منظره که پدرش، مادرش رو در آغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک جزء شیرین زندگی اش شده بود. همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد. من روم رو برگردوندم، ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیمم رو عوض کنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم.

همون مسیر هر روز، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی. دست های اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می کردم، درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در آغوش گرفتم به سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم. انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد. پسرمون رفته بود مدرسه، من در حالی که همسرم در آغوشم بود با خودم گفتم: من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون توجه نکرده بودم.

اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم، وقتی رسیدم بدون این که در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم. نمی خواستم حتی یک لحظه در تصمیمی که گرفتم، تردید کنم. "دوی" در رو باز کرد و من بهش گفتم که متاسفم، من نمی خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می کرد، به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر نمی کنی تب داشته باشی؟ من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم، من جدایی رو نمی خوام. این منم که نمی خوام از همسرم جدا بشم. به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم. زندگی مشترک من خسته کننده شده بود، چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم. زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده بودیم. من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت.

من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم.دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟ و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم: از امروز صبح، تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم، تو رو با پاهای عشق راه می برم، تا زمانی که مرگ، ما دو نفر رو از هم جدا کنه و امیدوارم که فقط مرگ ما رو از هم جدا کنه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درسته، جزئیات ظریفی توی زندگی ماها هست که از اهمیت فوق العاده ای برخورداره ولی در بعضی مواقع از اونها غافل هستیم. مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه، مهم و ارزشمندند. این مسایل خانه مجلل، پول، ماشین و مسایلی از این قبیل نیست. این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی آفرین نیستند. پس در زندگی سعی کنید زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید. چیزهایی رو که از یاد برده اید رو یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه، انجام بدید. زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه.


به عشق عادت نكنید بلكه با عشق زندگی كنید.

این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید ...

● لبخند خوانی

 

● لبخند خوانی

 

به گزارش تکناز امروزه وقتی یک نفر لبخند می زند، یک حال بد تبدیل به حال خوب می شود، یک عذر خواهی پذیرفته می شود، اعتماد به نفسی بالا برده می شود، قراردادی بسته می شود و حتی ممکن است یک رابطه عاشقانه نیز شکل گیرد. اما اگر حال و هوای همین لبخند عوض شود: یک لبخند یا بهتر است بگوییم «نیشخند» می تواند روی اعصاب برود، سر کل کل و دعوا نتیجه را به کلی به رقیب واگذار کند، وسط یک دعوای زن و شوهری به معنای پایان یک رابطه به حساب آید و حتی نشانه تحقیر محسوب شود.

 

خالی از لطف نیست قبل از آن که به "لبخند خوانی" بپردازیم، بدانید که محققان می گویند که یک لبخند بسیار کوتاه مدت (حتی به اندازه یک چهارصدم ثانیه) کافی است تا یک نیروی حسی قوی ایجاد کند: به طور مثال باعث می شود مردم به اطراف خود نگاه مثبت تری داشته باشند و چه بسا مسایل خسته کننده مفرح و با نشاط شوند! حتی شاید بتوانید مزه بد یک غذا را با لبخند برای خودتان قابل تحمل کنید.

 

و اما در آخر: لبخند مسری است. به قول معروف «بخند تا دنیا به رویت لبخند بزند!»

 

 

● آقایان نیش تان را ببندید

 

مردان اصولا دوست دارند که همیشه خانم ها را به لبخند ببینند. و در اصل به سمت بانوانی جذب می شوند که چهره خندانی دارند. اما در بسیاری از موارد این لبخند ممکن است کار دست ما خانم های محترم بدهد. در واقع برخی از آقایان محترم این لبخند های خالص ما را ممکن است حمل بر این بگذارند که ما از آن ها خوشمان آمده است. و جالب است که بدانید خانم ها کاملا در نقطه مخالف آقایان در این امر قرار دارند: یعنی این که از مردانی که همیشه «نیششان باز است»! خوششان نیامده و آن را حمل بر «لوس بودنشان» می گذارند!


چهره افراد یک تئاتر سیار با نقش ها و حالات مختلف است. در زیر پنج تا از معمول ترین لبخند ها معرفی شده اند:

 

 

● لبخند اصیل:

 

خالص و شادی بی اختیار.

 

 

● چگونه به نظر می آید:

 

لب ها از بیرون و بالا به طرف استخوان های گونه کشیده می شوند، گونه ها به بالا برده شده، و پوست زیر پلک های پایین چشم باد می کند. گوشه های بیرون چشمان چین خورده و دو خط زیر چشم (معروف به خط های لبخند) پدیدار می شود.

 

 

● لبخند خشمگین:

 

یا واقعا طرف عصبانی است ومی خواهد لبخندش را با نیشخند پر کند و یا این که خوشحال است و تظاهر به غضب می کند.

 

 

● چگونه به نظر می آید:

 

دهان بسته و لب ها به هم دوخته شده اند. گوشه های داخلی ابرو ها پایین آمده و به سمت دهان کشیده شده اند.

 

 

● لبخند غمگین:

 

یا طرف تلاش می کند که ناراحتی خود را با یک لبخند پنهان کند، و یا این که سعی می کند تعمدا نشان دهد که درست است که کار ها خوب پیش نمی رود، اما وضع بهتر خواهد شد.

 

 

● چگونه به نظر می آید:

 

گوشه های دهان کمی به سمت بالا رفته، یک لبخند کوچک را نمایش می دهد. با ین که ابرو ها به سمت پایین نشانه رفته اند، گوشه های داخلی اشان به سمت بالا چین خورده، و گاهی چین و چروک هایی در وسط پیشانی دیده می شود.

 

 

● لبخند آرامش:

 

انگار که طرف تازه متوجه شده است که چه خطر بزرگی از سرش رد شده است.

 

 

● چگونه به نظر می آید:

 

به نظر یک لبخند معمولی می آید، اما انتهای ابرو ها به سمت پایین رفته که موجب به وجود آمدن چین و چروک هایی وسط دو چشم می شود. انگار که یاد آور یک تشویش و دلواپسی دیرینه است.

 

 

● لبخند شرمندگی:

 

این گونه لبخند ها معمولا غیر عادی هستند. و برای از بین بردن موقعیت های ناراحت کننده و آرام کردن حوادث ناگوار استفاده می شوند.

 

● چگونه به نظر می آید:

 

یک ریشخند اما کم قدرت! گوشه های دهان کمی به سوی بیرون کشیده شده، و لب ها گاهی به هم فشرده می شوند. چشم ها به سمت دیگری خیره شده: یا چپ و راست را نگاه کرده و یا از بالا به پایین دو دو می زند.

 

 

● روانشناسی لبخند

 

▪ امان از آدمهای چاخان

 

این که دوروغ گو ها معمولا بیشتر از راست گویان لبخند می زنند، چندان حقیقت ندارد! اما این گونه افراد لبخند تصنعی خیلی تحویل آدم می دهند. این در واقع حربه آن ها است برای این که فکر طرف مقابل را از کلاه بزرگی که قرار است بر سرش بگذارند منحرف کنند.

 

استثنا: اما این مسیله استثنا هم دارد: وقتی این چاخان گویان محترم گیر می افتند و مجبور میشوند که بدون آمادگی یک دروغی سر هم کنند. در این مواقع آنان بیشتر لبخند های نوع پنجم (لبخند شرمندگی) از خود نشان می دهند. که بسیار واضح و مبرهن است که خالی بندی است!

 

▪ کدام اول می آید : شور و هیجان یا لبخند ؟

 

شاید تصور کنید که حالت صورت در مرتبه اول نشان از احساسات درونی یک فرد است. اما این نکته تا اندازه ای درست است. در حقیقت، تحقیقات علمی نشان داده اند که حالات صورت همانند دگمه درجه صدای ضبط صوت عمل می کند. هر چه بیشتر و با شدت زیادتری لبخند بزنید احساسات و تلاطم درونی بیشتر خود را بروز می دهد. درجه لبخند خود را پایین آورده، و کمتر مردهم به شور و هیجان درونی شما پی خواهند برد.

خشونت هــرگــز

سخت آشفته و غمگین بودم …
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را …
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند …

خط کشی آوردم،
در هوا چرخاندم!
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید!

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم ...
سومی می لرزید ...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود ...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید ...
"پاک تنبل شده ای بچه بد"
"به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
"ما نوشتیم آقا"

بازکن دستت را ...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله ی سختی کرد ...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کرد و سپس ساکت شد ...
همچنان می گریید ...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز، کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ...

گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن !

چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید ...

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش و یکی مرد دگر
سوی من می آیند ...

خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید

سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما

گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو و کنار چشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا ...

چشمم افتاد به چشم کودک ...
غرق اندوه و تاثر گشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر …

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم

عیب کار از خود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام …
او به من یاد بداد درس زیبایی را ...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی

یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید، گرهی بگشایم
با خشونت هــرگــز ...
هــرگــز.

توصیه هایی برای لذت بردن از زندگی زناشویی

 به‌یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید.
   با یاد خدا، دل‌ها آرام می‌گیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد.

- هدفی مشترک را در نظر بگیرید.
با هم‌فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید.

- عیب‌های خود را ببینید.
فقط به‌دنبال عیب‌جویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید.

- قدرشناس باشید.
قدر محبت‌های پدر، مادر، همسر و دوستان‌تان را بدانید و سپاس‌گزار الطاف خداوند باشید تا به تقدیرهای او راضی شوید.

- اهل عمل و مسؤولیت‌پذیر باشید.
به‌جای توقع‌داشتن از دیگران، به فکر انجام مسؤولیت‌ها و وظایف خود باشید.

- به ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید.

- مثبت بیندیشید و اضطراب را از خود دور سازید.

اگر بپذیرید هرکاری از جانب خداوند خیر است، در زندگی اضطراب نخواهید داشت.

- هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید.
بحث و جدل، آتش کینه را در دل شعله‌ور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشه‌دار می‌کند.

- دلی آرام و نیک‌خواه داشته باشید.
دل‌آرامی، یکی از راه‌های برقراری صلح و صفا بین شما و همسرتان است. از ویژگی‌های همسر دل‌آرام، مثبت‌اندیشی، ایمان، جاذبه‌ی فکری و امیدواری ا‌ست.

- عاشقانه زندگی کنید.
برای رسیدن به عشق، از انجام هیچ‌کاری کوتاهی نکنید.

- معناجو باشید.
حساسیت‌های رفتاری همسرتان را بشناسید تا موجب بروز اختلال در روابط‌تان نشود.

- پیش از صحبت، تفکر کنید.
هرگاه حرفی می‌‌زنید، از قبل، به عواقب آن فکرکنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. با توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید.

- تا جایی‌که می‌توانید، با یکدیگر غذا بخورید.
جمع‌شدن افراد خانواده دور میز یا سفره‌ی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیش‌تر آنان خواهد شد.

- شبکه‌ی ارتباطی خود را گسترش دهید.
یکی از علت‌های ایجاد افسردگی در خانواده‌ها، قطع ارتباط با محیط بیرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتی در مورد نوع تفریح و ارتباطات دارید، چیزی را انتخاب کنید که تا حد ممکن، هر دو، آن‌را ترجیح می‌دهید.

- به رشد یکدیگر کمک کنید.
زن و شوهر باید به‌منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامه‌ی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند.

- به یکدیگر هدیه دهید.
به همسرتان هدیه بدهید چون نشان‌می‌دهد به او توجه دارید.

- بی‌ریا و صادق باشید.
اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوه‌بر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسان‌تر می‌پذیرند.

- به‌عهد خود وفا کنید.
اگر قولی به همسرتان می‌دهید، تمام تلاش خود را برای عمل‌کردن به آن، به‌کار گیرید.

- از نصایح و تجربیات پدر و مادرتان استفاده کنید.
استفاده از نصایح دیگران، به این معنا نیست که به آنان اجازه‌ی دخالت در زندگی خصوصی خود را بدهید، بلکه از تجربیات آنان استفاده کنید.

- همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید.
اگرچه افراد نقایصی دارند اما خوبی‌هایی هم دارند. سعی‌کنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید.

- عیب‌پوشی کنید.
همیشه اول، خوبی‌های همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی‌ نمایید معیار نقدهای‌تان، منطقی و قابل ‌قبول باشد. هم‌چنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید.

- خانواده‌گرا باشید.
همیشه برای خانواده‌تان اعتبار قائل شوید و به ‌رشد و پیشرفت هم کمک کنید.

- رازدار باشید.
هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید.

- صبور و باگذشت باشید.
صبر و گذشت موجب می‌شود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید.

- همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید.
از درآمد هم، مطلع باشید تا با هم‌فکری، برنامه‌ریزی بهتری انجام دهید.

- به خلوت یکدیگر احترام بگذارید.
گاهی‌اوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در این‌صورت، آرامش همسرتان را به‌هم نزنید.

- به‌ فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید.
سعی‌کنید تغییر در حرکت به‌سمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راه‌های درست ایجاد آن‌را بدانید.

- خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذت‌های معنوی را درک کنید.

- عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید.

- خوش اخلاق باشید.

101 واقعیت درمورد نیمه گم شده زندگی

قصد داریم واقعیت‌های مربوط به تجربیات شما از نیمه گمشده زندگیتان را در اختیارتان قرار دهیم. امیدواریم پس از خواندن از مطلب، بفهمید که نیمه گمشده واقعاً یعنی چه و بتوانید از این اطلاعات برای یافتن شادی و خوشبختی در روابطتان استفاده کنید.
ادامه نوشته

مناظره زنـدگی و مـرگ

زندگی: من فرصتی مغتنم برای بودنم
تو اژدهایی مترصد بلعیدن

مرگ:
من آغازی به آرامش ابدیم
تو آغازی به آلام دنیوی

زندگی:
من خالق یک لحظه شیرین عاشقانه ام
تو جابری که دریغ از این لحظه نداری

مرگ:
تو تحمیل ناخواسته ی گریبانگیر بشریتی
من منتخب آنها برای رهایی از تو

زندگی:
تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقی
من فرصت دوباره باهم بودنشان

مرگ:
تو بار سنگین اجباری برای زجر کشیدن
من جرثومه ای برای گریز از این وادی

زندگی:
تو اشک مادر داغدیده ای
من اشک شوق دیدار فرزند مفقود الاثر

مرگ:
تو تولد کودک نامشروع دو بی خانمانی
من گریزی برای رهایی از این مخمصه

زندگی:
من لبخند زیبای یک نو مادرم
تو خلوت تنهایی یک زوج عاشق

مرگ:
من پایان ناله های یک پیرمرد زمینگیرم
تو اصراری زجرآلود به بودن او

زندگی:
من مصور یک بوسه ی شیرین عاشقانه ام
تو قطره اشک یک عاشق در هجران معشوق

مرگ:
تو چشم نظاره گر شکنجه های یک شکنجه گری
من تیر خلاصی از این عذاب

زندگی:
من عفو یک پدر داغدیده ام
تو سنگسار یک زن به جرم عاشق بودن

مرگ:
من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزای جرم زندگی بدون او

زندگی:
من نگاه نوازشگر یک پریزاده ام
تو خلوت سرد تنهایی

مرگ:
من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بیهوده یک مادر ناباور

زندگی:
من نقطه اوج عروج یک انسانم
تو نزول او به پست ترین جای ممکن !

مرگ:
............................... !!!


گرچه از مرگ گریزی نیست و نباید حتی لحظه ای از اون غافل بشیم اما زندگی نیز، فرصتی است که
خداوند بما داده و بجاست که ازش کمال لذت رو ببریم و زندگی را آنطور که شایسته است زندگی کنیم

ازدواج

به گزارش تکناز در سال های اخیر، به ویژه در سنین زیر ۳۰ سال، شاهد ازدواج هایی هستیم که به باور خیلی ها، خارج از عرف است، مثلا دختری ۲۶ ساله تصمیم می گیرد با پسری ۲۱ ساله ازدواج کند...

 

گاهی در مراحل اولیه و با توجه به فشار خانواده ها طرفین از این کار صرف نظر می کنند ولی گاهی هم عروسی سرمی گیرد. برای بررسی معضلات و آسیب های چنین ازدواج هایی با دکتر بدری السادات بهرامی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، گفت وگو کردیم.

 

▪ خانم دکتر! در سال های اخیر ازدواج دختران با پسران کوچک تر از خود که معمولا هم خانواده ها و هم جامعه با آن مخالف اند بیشتر شده است. دلیل افزایش چنین ازدواج هایی چیست؟

 

معمولا پسر جوانی که نیاز عاطفی به او فشار می آورد ولی هنوز آمادگی تشکیل خانواده و زندگی مستقل ندارد، با مشاهده موفقیت مالی و اجتماعی دختر خانمی که دانشگاه را به پایان رسانده، مشغول کار است، درآمد دارد و نسبت به او ابراز تمایل می کند، سست می شود. خانواده اش را وادار می کند با ازدواج او موافقت کنند. این اتفاق در سنین بالاتر هم می افتد، مثلا دختری ۳۷ ساله با پسری ۳۳ ساله ازدواج می کند ولی پس از مدتی به زنی سرخورده تبدیل می شود و پایانی تلخ رقم می خورد.

 

▪ آفت چنین ازدواج هایی چیست؟ چرا اطرافیان مدام تکرار می کنند این اقدام عاقبت خوشی ندارد؟

 

چون معمولا وقتی چند سالی از زندگی می گذرد، پسر سر و سامان می گیرد و بعد از یافتن شغل خوب و جایگاه اجتماعی مناسب، حس می کند دلایل لازم برای ماندن در این زندگی را ندارد، بنابراین کم کم رابطه اش با همسرش سرد می شود. زن هم حس می کند پلکان ترقی و رشد همسرش بوده و حالا که چند سال از زندگی مشترک گذشته، دیگر از این زندگی خسته شده و او را نمی پسندد. اگر فرزندی هم داشته باشند، شرایط بدتر می شود زیرا بچه به شدت آسیب می بیند. خانم هایی که سن بیشتری دارند، سن و احساسات خود را برای مادر شدن مناسب می دانند و اصرار دارند بچه دار شوند. آقایان هم با وجود اینکه با توجه به سن و سال و احساساتشان، تمایلی به این کار ندارند، می پذیرند. بچه های والدینی که بدون عشق و عاطفه کنار هم زندگی می کنند، صدمه می بینند زیرا پدر و مادرشان اغلب از خانه گریزان هستند.

 

▪ مرد با تمایل و میل باطنی خود با خانمی که از او بزرگ تر است ازدواج می کند پس چرا معمولا برای جدایی پیشقدم می شود؟

 

مرد جوان به مرور همسرش را تنها می گذارد چون در مقایسه ای درست یا غلط، درمی یابد می توانسته با دختری که ۱۰ یا ۱۵ سال از همسر فعلی اش کوچک تر بوده، ازدواج کند و به خود این حق را می دهد که خانواده اش را ترک کند. درنهایت زن می ماند و انتخاب اشتباهی که چند سال قبل بر آن اصرار داشته و تصمیمی که براساس احساسات و کورکورانه گرفته است. این خانم?ها معمولا قبل از ازدواج معتقدند مخالفانی که تکرار می?کردند «موقعیت تو برای او مهم است نه خودت» یا «او به خاطر خودت مشتاق به ازدواج نیست» به آنها حسودی کرده اند!

 

▪ چرا چنین ازدواج هایی این روزها زیاد دیده می شود؟

 

چون سن ازدواج بالا رفته و بیشتر پسرها یی که به سن ازدواج می رسند، تمایلی به تشکیل خانواده ندارند. به جز مشکلات اقتصادی، خیلی از مشکلات و معضلات اجتماعی که گریبانگیر جامعه شده، از جمله وجود زنان خیابانی به تجرد ناخواسته دختران و پسران منجر شده است. به علاوه چون این روزها خانم ها می توانند در عرصه های مختلف اجتماعی حضور پیدا کنند، موقعیت و جایگاه خوبی در جامعه به دست می آورند و با گروه های مختلف سنی هم در تماس قرار می گیرند. این ارتباط ها اگر کنترل شده نباشد و مدیریت نشود به بیراهه می رود. در چنین حالتی است که ناگهان چشم باز می کنند و می بینند دل در گروی کسی دارند که از هیچ نظر با آنها سنخیت ندارد و نه تنها از دو دنیای متفاوت هستند، بلکه آقا چند سال هم از آنها کوچک تر است. اگر هم کار به ازدواج نرسد، فکر می کنند احساسات و موقعیت اجتماعی شان، به بازی گرفته شده است.

 

▪ با این تفاسیر چطور می توان ازدواج کرد و خوشبخت شد؟ تمام ازدواج هایی که سن عروس در آنها بیشتر از داماد است، پایانی تلخ خواهد داشت؟

 

نه، اگر تناسب ها و معیارهای بین دختر و پسر در سطح معقولی باشند، ۱ یا ۲ سال بزرگ تر بودن عروس خانم و این فاصله سنی معکوس ولی اندک، بحران ایجاد نمی کند اما فاصله سنی معکوس ۶ یا ۷ سال یک زوج واقعا نگران کننده است. تجربه نشان داده عمر این ازدواج ها خیلی زود به سرمی آید و پس از چند سال زندگی مشترک، با خانم های سرخورده ای مواجه می شویم که باوجود آن شور و شوق اولیه برای به دست آوردن همسری جوان تر از دیگر همسالانشان، احساس شکست و ندامت می کنند.

 

▪ چطور باید تناسب در ازدواج را سنجید؟ چه معیارهایی باید بیشتر موردتوجه قرار بگیرند؟

 

درحقیقت چارچوب های اولیه لازم برای تشکیل زندگی مشترک باید وجود داشته باشد تا ما از نظر علمی یک زوج جوان را تشویق کنیم با هم ازدواج کنند. بعد از آن می گوییم که این ازدواج موفق خواهد بود یا نه. اگر این تناسب ها در دوره آشنایی اولیه سنجیده نشوند و دختر و پسر آنقدر براساس عواطف پیش بروند که توصیه های منطقی بزرگ ترها یا کارشناسان را نپذیرند، صددرصد می توان گفت زندگی مشترک موفقی نخواهند داشت. به مرور زمان، این عدم تناسب ها واضح تر می شود و آنها را آزار می دهد. دانستن اینکه تربیت، شیوه رشد و تکامل، محیط تربیتی و فرهنگ خانواده طرف مقابل چگونه است، واقعا مهم است. افراد علاوه بر صفات شخصیتی و رفتاری که از والدین خود به ارث می برند، با توجه به محیطی که در آن پرورش یافته اند، رفتارهایی نهفته در وجود خود دارند که در شرایط خاص بروز پیدا می کند. شما باید از نظر خانوادگی با همسرتان تناسب داشته باشید تا بتوانید او را درک کنید. فرض کنید در خانواده مرد، مردسالاری حاکم بوده و با این طرز فکر بزرگ شده و در خانه خانم فرهنگی کاملا مخالف این نگرش وجود داشته است. آیا حرف ها و باورهای آقا که از کودکی با وجودش عجین شده به نظر خانم مضحک نمی رسد؟ چگونه می توان اصل باورهای همسر را قبول نداشت و درکش کرد؟ به دلیل این عدم تناسب های خانوادگی، شما مدام سر موضوع?های کوچک با یکدیگر جر وبحث های جدی خواهید داشت؛ بحث هایی فرسایشی که پایانی ندارد.

بوسه

‏سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم

بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس…
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …

خلق کردن زن ....

يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند، بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد ...
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگيرد : اين همه کار برای يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد !
خداوند فرمود : نمی شود! چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم. او می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج ساله را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد :اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی !
- بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزی شد و به گونه زن دست زد : ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد !!!
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است !
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟!
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد : شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا حيرت انگيزند ...

زن ها قدرتی دارند که همه را متحير می کند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جيغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ايستند.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، « نه » نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و وقتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.
در مرگ يک دوست، دلشان می شکند.
در غم از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند، با اين حال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.
می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته ای را التيام بخشد.
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند.
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند.
و خداوند بزرگ ، داناي اسرار است …

آیین عشق و زندگی به سبك كامپیوتری !

1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم‌افزار باشیم، نه سخت‌افزار.

2.
برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنیم نه چیز دیگر.

3.
هیچ‌گاه قفل سی‌دی قلب مردم را نشكنیم كه "تا توانی دلی به دست آور، دل شكستن هنر نمی‌باشد".

4.
چنانچه در كاری شكست خوردیم، آن را "Shut Down" نكنیم بلكه آن را "Restart" كنیم.

5.
برای مانیتور زندگی‌مان، بك‌گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.

6.
برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده كنیم.

7.
برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه "گذشت و ایثار"، دابل كلیك (Double click) كنیم.

8.
برای فایل‌های اسرار زندگی‌مان، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) كنیم.

9.
همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فكرمان را به كار بیندازیم.

10.
بر صفحه مشكلات مردم، كلید F1 باشیم و آنان را كمك و راهنمایی (Help) كنیم.

11.
اگر شخصیت ما بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید به ما اجازه دهد كه با هر كسی چت (Chat) كنیم و هر كسی با ما چت كند.

12.
اگر از كسی بدی و كم‌لطفی دیدیم، آن را "Save" نكنیم بلكه آن را "Delete" نماییم و حتی آن را از ریسایكل‌بین (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنیم.

13.
به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگی‌مان هر نوع "سی دی" را كه بخواهند، قرار دهند.

14.
خانه و دفتر كارمان، به روی مردم نیازمند، "Open" باشد.

15.
تا حرف كسی تمام نشده، اسپیكر (Speaker) خود را روشن نكنیم.

16.
در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریكی زندگی دیگران، كلید "Power" برای آنان باشیم.

17.
در سایت زندگی شخصی‌مان، یك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) كنند.

18.
هنگام مشاهده خوبی‌ها و نیكی‌های دیگران، بلافاصله كلید پرینت اسكرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.

19.
فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

20.
نگذاریم هر كسی در رُوم (Room) زندگی‌مان چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) كنیم.

21.
چشم‌های مان را به روی عیب‌های پنهان مردم، "Close" كنیم.

22.
گاه و بی‌گاه، كامپیوتر زندگی‌ ما هنگ (Hang) می‌كند كه باید آن را با "فكر"، "مشورت" و "برنامه‌ریزی"، ری‌استارت (Restart) كنیم.

23.
برای كپی گرفتن از دیسكت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس‌یابی و سپس ویروس‌كشی كنیم.

24.
مواظب باشیم كه رایانه زندگی زناشویی‌مان، ویروس غرور و لج‌بازی به خود نگیرد كه در این صورت، ممكن است هیچ آنتی‌ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

25.
فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

26.
اگر می‌خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم كنیم و نباید بگذاریم كه دیگران این كار را برای ما انجام دهند اگر چه می‌توانیم در این زمینه، با آنان مشورت كنیم.

27.
پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش‌نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنیم.

28.
اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ كرد، سه كلید "كنترل اعصاب"، "انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم.

29.
هارد مغز خود را از برنامه‌های غیرمفید، پر نكنیم، تا فضا را برای نصب برنامه‌های مفید، تنگ ننماییم.

30.
برای این كه از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، كارت گرافیك بالا برای آن تهیه كنیم.

31.
اگر لازم است كه مانیتور رایانه ما دارای رنگ‌های متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یك‌رنگ باشد.

32.
در خطاطی كامپیوتری، از برنامه "كِلْك" هم می‌توانیم استفاده كنیم اما در خطاطی زندگی، از برنامه "كَلَك" نباید استفاده كنیم.

33.
بكوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به كار گیریم.

34.
در كیس (Case) مستكبران و زورمداران، "سی دی رام" نباشیم بلكه "سی دی ناآرام" باشیم.

35.
قانون كپی‌رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی‌دهد كه سی دی بدی‌ها و عیب‌های دیگران را رایت كنیم.

36. در سایت زندگی، همیشه لینكِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

تفاوت بین آسان و مشکل!

Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream
خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است

 

Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity
نشان دادن پیروزی آسان است
قبول کردن شکست مشکل است

 

Easy is to admire a full moon
Difficult to see the other side
حظ کردن از یک ماه کامل آسان است
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است

 

Easy is to stumble with a stone
Difficult is to get up
زمین خوردن با یک سنگ آسان است
ولی بلند شدن مشکل است

 

Easy is to enjoy life every day
Difficult to give its real value
لذت بردن از زندگی آسان است
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است

 

Easy is to promise something to someone
Difficult is to fulfill that promise
قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است
ولی وفای به عهد مشکل است

 

Easy is to say we love
Difficult is to show it every day
گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است

 

Easy is to criticize others
Difficult is to improve oneself
انتقاد از دیگران آسان است
ولی خودسازی مشکل است

 

Easy is to make mistakes
Difficult is to learn from them
ایراد گیری از دیگران آسان است
عبرت گرفتن از آنها مشکل است

 

Easy is to weep for a lost love
Difficult is to take care of it so not to lose it
گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است

 

Easy is to think about improving
Difficult is to stop thinking it and put it into action
فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است

 

Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt
فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است

 

Easy is to receive
Difficult is to give
دریافت کردن آسان است
اهدا کردن مشکل است

 

Easy to read this
Difficult to follow
خوندن این متن آسان است
ولی پیگیری آن مشکل است

 

Easy is keep the friendship with words
Difficult is to keep it with meanings
حفظ دوستی با کلمات آسان است
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

ازدواج با فامیل یا غریبه ؟ مسئله این است !

در گذشته به دلیل اینکه ارتباطات بین قبیله، قوم و خویش محدود بود و افراد با خانواده و فامیل رابطه بیشتری داشتند و معمولا همه جزئیات و کلیات رفتار دختر را مورد نظر را می‌سنجیدند و...
 یکی از مقوله های بسیار مهم و اساسی در امر ازدواج شناخت طرفین نسبت به هم دیگر است؛ زیرا اگر دو نفر نسبت به هم شناختی نداشته باشند، ازدواج آنها با جهل و نادانی صورت گرفته و تبعات منفی را به دنبال دارد و منجر به طلاق و جدایی می شود. 

این در حالی که است که ازدواج فامیلی در میان برخی از خانواده‌ها بدون هیچ شناختی در زمینه ازدواج بشدت طرفدار دارد و اما برخی دیگر خانواده‌ها فرزندان خود را از این نوع ازدواج منع می‌کنند.


در گذشته به دلیل اینکه ارتباطات بین قبیله، قوم و خویش محدود بود و افراد با خانواده و فامیل رابطه بیشتری داشتند و معمولا همه جزئیات و کلیات رفتار دختر را مورد نظر را می‌سنجیدند و او را به عنوان همسر مناسب برای فرزند خود انتخاب می‌کردند در حالی که این ازدواج‌ها معمولا تحمیلی بود و براساس شناخت پدر و یا مادر صورت می‌گرفت.


این در حالی است که درمورد انتخاب همسر باید به صورت مجموعه‌ای از ملاک‌ها ، معیار و پارامترها توجه کرد و هر فردی با توجه به روحیات خود همسر خود را با توجه به شناخت از او انتخاب کند.

تجربه‌ها نشان داده است برخی مواقع زمانی که ازدواج فامیلی صورت می‌گیرد زوجین زندگی خوب و خوشی ندارند زیرا شناختی از قبل از هم نداشته و براساس فامیل بودن با هم ازدواج کردند و در این موارد اقدام بسیار جاهلانه و اشتباهی انجام داده‌اند.
اما در بعضی اوقات ازدواج فامیلی صورت نمی‌گیرد و دو نفر هیچ نسبت فامیلی با هم ندارند ولی چون قبل از ازدواج همدیگر را شناخته اند ، زندگی موفقی دارند. 
به همین دلیل ازدواج‌های فامیلی و یا غیر فامیلی باید همه بر مبنای شناخت صورت بگیرد.


یکی از آفت و آسیب های ازدواج فامیلی دخالت خانواده و فامیل‌ها است زیرا بستگان و فامیل‌ها به خودشان این حق را می‌دهند که در زندگی زوجین دخالت و مالکیت کنند و بستگان دو طرف حق انتخاب و اختیار را از زن و مرد گرفته و اجازه زندگی مستقل و پایدار را به آنها نمی‌دهند و آنها دچار سرگردانی می‌شوند.


موارد زیادی مشاهده شده است که زن و شوهری که ازدواج فامیلی داشته اند و دردادگاه‌ها خواهان طلاق هستند، عامل اصلی طلاقشان دخالت خانواده ها و یا بستگان است.


هرچه نسبت فامیلی نزدیکتر باشد، طرفین و خانواده‌ها به خودشان بیشتر اجازه و حق دخالت را می‌دهند و به تدریج زندگی آنها دچار سرگردانی شده و از هم پاشیده می شود؛ زیرا خود زوجین هم نمی توانند تشخیص بدهند که خانواده کدام طرف دلسوز آنها بوده وتصمیم درست را می‌گیرد.


شناخت عمیق در زندگی زن وشوهر بسیار مهم و این شناخت را در فامیل نمی توان پیدا کرد. بارها اتفاق افتاده زن و شوهری که هیچ نسبت فامیلی نداشته، سالیان سال در کمال آرامش باهم زندگی می‌کنند، زیرا همه زوایای همدیگر را می دانند وبا صداقت و معیار همسر آینده شان را انتخاب کرده‌اند و براساس احساس تصمیم نگرفته‌اند.


در قرآن، آیات و روایت بیشتر بر دلیل شناخت تاکید شده است. زمانی که در قرآن آمده که ما شما را در کنار همدیگر آفریدیم تا جفت و عشق خود را پیدا کنید و در کنار هم به آرامش برسید نتیجه می گیریم که عشق عمیق و شناخت بعد از ازدواج مهم است نه قبل از ازدواج. در نتیجه فامیل بودن به معنای شناخت نیست و کلیت ندارد.

کشمکش ها و دعواهای زناشویی زن ها را بیشتر اذیت می کند یا مردها را ؟!

احتمالاً این موضوع به این دلیل است که در انسانهای نخستین، مردها به دنبال شکار می‌رفتند و آمادگی و هشیاری در آنها برای بقا ضروری بوده است. در زنان...
در 85 درصد ازدواج‌ها، این مردها هستند که به دور خود دیواری از سکوت می‌کشند. دلیل آن، نقایصی در شوهران نیست. دلیل در وراثت تکامل یافته ماست.


بطور کلی سیستم قلبی_ عروقی مردان نسبت به زنان در مقابل استرس بیشتر واکنش نشان می‌دهد و پس از استرس، دیرتر به حالت عادی باز می‌گردد، بر اساس تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا، اگر مرد و زنی ناگهان صدای بسیار بلند و کوتاه مدتی را مثل ترکیدن لاستیک بشنوند، به احتمال زیاد ضربان قلب مرد سریعتر از ضربان قلب زن تند خواهد شد و این شتاب، مدت بیشتری بالا می ماند. 


احتمالاً این موضوع به این دلیل است که در انسانهای نخستین، مردها به دنبال شکار می‌رفتند و آمادگی و هشیاری در آنها برای بقا ضروری بوده است. در زنان نیز آرامش و خویشتن‌داری برای افزایش شیر و تغذیه کودکان اهمیت داشته است.


معمولاً مردها تا تلافی نکنند آرام نمی گیرند اما زنان می‌توانند خود را آرام کنند ولی اگر از آنها خواسته شود که تلافی کنند، فشار خونشان دوباره بالا می‌رود!

بنابراین:

این یک اصل زیستی است که : کشمکش‌های زناشویی، مردها را بیشتر از همسرانشان از توان می اندازد.


  این تفاوت جنسیتی در چگونگی پاسخ فیزیولوژیکی بدن ما، در گرایشات فکری زنان و مردان در هنگام رویارویی با استرس زناشویی اثر می‌گذارد. مردها غالباً در هنگام مشاجره‌هایشان افکار منفی‌تر و پریشان سازتری دارند. در حالی که زنان اغلب افکار آرام کننده و آشتی جویانه دارند. مردها، عموماً به این فکر هستند که چقدر احساس برآشفتگی و نیز حق مداری می‌کنند(تلافی می‌کنم، مجبور نیستم بپذیرم) که به بی احترامی یا ستیزه جویی  می‌ انجامد. یا خود را قربانی بی گناه خشم یا شکایت همسرانشان می دانند( چرا همیشه سرزنش می کند؟) که به حالت دفاعی منجر می‌شود. 

روشن است که این قوانین درباره همه مردان و زنان صادق نیست. اما باید بگوییم اکثریت زوج‌ها در واکنش های جسمانی و روانی با استرس از این تفاوت‌های جنسیتی پیروی می کنند.


و به این دلیل ، اغلب تعارضات از این الگو پیروی می‌کند که زن که از نظر جسمانی بهتر توان مقابله با استرس را دارد، موضوعات حساس را مطرح می‌سازد. شوهر که توانایی زن را در مقابله با آن ندارد، می‌کوشد از درگیری در موضوع دوری کند. او ممکن است برای ساکت کردن زن پرخاشگری یا سکوت کند.

البته باید بدانیم که این الگو حتی در ازدواج‌های با ثبات نیز ممکن است تکرار شود و به تنهایی به معنای شکست در ازدواج نیست.

5 ویژگی کلیدی که خانم‌ها در آقایان می‌جویند!

در یک تحقیق آنلاین جدید بر روی زنان، از 40 ویژگی، زنان 5 ویژگی که در مرد ایدآل می‌بینند را انتخاب کردند. برای اینکه بدانید این ویژگی‌ها چه هستند، چرا تا این اندازه اهمیت دارند و چطور خانم‌ها می‌توانند به این سرعت و راحتی این ویژگی‌ها را در مردی ارزیابی کنند، ایمیل را تا انتها مطالعه کنید.

این سوالی است که قرن‌هاست پرسیده می‌شود: زن‌ها چه می‌خواهند؟ پاسخ این سوال به این بستگی دارد که منظورمان ویژگی‌های یک مرد ایدآل است یا طوریکه دوست دارند در یک رابطه با آنها رفتار شود!
 

در این ایمیل به ویژگی‌هایی می‌پردازیم که به نظر خانم‌ها جزء اولویت‌های شخصیتی مرد ایدآل است.

 

در پاسخ خانم‌های این تحقیق، 5 ویژگی برتر از این قرار بوده است:

  1. قضاوت درست

  2. هوش

  3. وفاداری

  4. مهربانی

  5. مسئولیت‌پذیری مالی

حال اجازه بدهید این ویژگی‌ها را یک به یک بررسی کنیم و توضیح دهیم که چرا این ویژگی‌ها از نظر خانم‌ها مهم بوده‌اند.

 

 

1.      قضاوت درست

قضاوت خوب نیازمند حس خوب، شعور خوب، بصیرت، درک و توانایی تصمیم‌گیری براساس منطق، بیطرفی و خرد است نه احساسات یا بی‌مسئولیتی. دهه‌ها تحقیق درمورد تفاوت‌های جنسیتی مشخص کرده است که خانم‌ها بسیار نگران مسئولیت‌پذیری هستند؛ و مردها درگیر منطق و عقلانیت. براین اساس، زنان در مردان معمولاً به دنبال قضاوت درست هستند زیرا نشانگر بلوغ در مرد است و بلوغ نیز با مسئولیت‌پذیری در ارتباط است.

مسئولیت‌پذیری برای خانم‌ها اهمیت زیادی دارد زیرا زنان ذاتاً پرورش‌دهنده هستند و برای پرورش دادن و بزرگ کردن بچه‌ها نیاز به مسئولیت‌پذیری، بلوغ و قضاوت صحیح است. زنانی که در مردان به دنبال قضاوت صحیح هستند دلیلشان این است که چنین مردانی می‌توانند خانواده‌ای باثبات تشکیل دهند. درنتیجه، مردی که قضاوت خوب دارد، مردی است که زن می‌تواند بعنوان همسر به خوبی روی او تکیه کند.

قضاوت خوب برای داشتن یک رابطه و ازدواج سالم ضروری است: اولین دلیل امنیت است. زن در رابطه‌ای که مرد قضاوت درست دارد احساس امنیت می‌کند زیرا احساس می‌کند که می‌تواند بعنوان رهبر و محافظ به آن مرد اعتماد کند. این یعنی او می‌تواند برای رهبری رابطه و گذر از موانع روی آن مرد حساب کند.

شناسایی مردانی که قضاوت صحیح دارند

شناسایی مردانی که قضاوت خوب دارند به آن اندازه که تصور می‌کنید دشوار نیست و لازم هم نیست که تا جدی شدن رابطه صبر کنید تا بفهمید که مرد قضاوت خوب دارد یا نه. رمز کار این است که نشانه‌های کوچک آن توجه کنید: آیا قبل از عمل کردن فکر می‌کند؟ آیا رفتار عمومی او مسئولیت‌پذیرانه است یا بی‌فکر و بی‌نظم است؟ آیا تصمیمات او تصمیماتی احساسی است یا از روی منطق و شعور است؟ به خاطر داشته باشید که مردها تصمیم احساسی هم می‌گیرند—سورپرایزها و اداهای احساسی و رمانتیک تصمیمات احساسی هسند که زنان در مردها می‌پسندند.

 

 

2.      هوش

در ابتدای دهه هفتاد میلادی، تحقیقات نشان داد که اکثر زنان به دنبال همسرانی هستند که از خودشان باهوش‌تر باشد. چرا؟ باور بر این است که پاسخ به مغز برمی‌گردد. گفته می‌شود که این رفتار زنان به عصر حجر برمی‌گردد، زمانی که زنان به دنبال مردانی بودند که از خودشان باهوش‌تر باشد تا ژنتیک بهتری را به فرزندانشان منتقل کند. علاوه بر این، برای زنان هوش اهمیت بیشتری از ظاهر دارد زیرا دوست دارند با مردها تا سطحی عمیق‌تر رابطه برقرار کنند و از تحریکات ذهنی و احساسی آنها لذت ببرند. زن‌ها از یاد گرفتن از مردشان هم لذت می‌برند و درنتیجه معمولاً به مردانی جذب می‌شوند که تجربه زندگی خوبی داشته‌اند.

هوش عامل مهمی برای خانم‌ها در دوام رابطه یا ازدواج است.  هوش (که معمولاً با مهارت‌های استدالالات کلامی، خلاقیت و توانایی درک موضوعات مختلف نشان داده می‌شود) در جالب و جذاب نگه داشتن رابطه نقش مهمی دارد. همچنین شایان ذکر است که برخلاف مردان که از آنچه می‌بینند از نظر جنسی تحریک می‌شوند، زنان از آنچه می‌شنوند از نظر جنسی تحریک می‌شوند و به همین دلیل است که عاشق مردان خوش صدا، خوش لهجه با ایده‌های جالب و حرف‌های شاعرانه می‌شوند. وقتی شور اولیه از بین برود، این شوخ‌طبعی و مهارت مکالمه مردان است که عشق بین دو طرف را زنده نگه می‌دارد.

شناسایی مردان باهوش

اگر خوب به حرف زدن مردی توجه کنید می‌توانید بگویید که باهوش است یا نه. آیا تحصیلات خوبی دارد؟ آیا درمورد موضوعات روز اطلاعات کافی دارد؟ آیا می‌تواند درمورد موضوعاتی که با ورزش، غذا و ویژگی‌های ظاهری زنان باشد خوب صحبت کند؟ آیا سریع فکر می‌کند و به عمق مسائل فکر می‌کند؟ آیا اداهای رمانتیک او خلاقانه است یا کلیشه‌ای؟

 

 

3.      وفاداری

مغز زن‌ها و مردها متفاوت است. البته زنان زیادی که طعم تلخ خیانت را چشیده باشند به شما خواهند گفت که مردها با مغزشان فکر نمی‌کنند بلکه با یک عضو دیگر بدنشان. اما، واقعیت این است که زنان احساسی‌تر از مردان هستند. زنان معمولاً حس می‌کنند و خیال‌پردازتر از مردان هستند که معمولاً استدلالی‌تر هستند و با علت و معلول سروکار دارند. چرا؟ پاسخ در تفاوت بین مغز زنان و مردان است. ساخت مغز زن درکنار ویژگی‌های هورمونی او موجب می‌شود که پرورش‌دهنده و اهل مراقبت هستند. درنتیجه، زنان ارزش زیادی برای وفاداری قائلند. به طور کلی، زنان برای همه عمر خود یک مرد می‌خواهند، مردی که برای او بالاترین ارزش را درمیان سایرین قائل باشد.

از نظر علمی، سیستم لیمبیک یا مغز احساسی، در زنان بزرگتر است. سیستم لیمبیک بخش احساسی مغز است. هرچه اندازه این بخش بزرگتر باشد، پیوند خوردن برای زنان آسان‌تر خواهد شد. زنان معمولاً دوستان بیشتری در زندگی خود دارند و غریزه‌شان هم برای تشکیل خانواده بیشتر است. زنان همچنین این قدرت را دارند که از هر دو قسمت مغزشان به صورت همزمان استفاده کنند و دسترسی بالاتری به نیمکره راست مغزشان دارند تا مردان. بله، زنان قادرند چند کار را به طور همزمان انجام دهند. اما مردها فقط روی یک نیمکره از مغزشان در آنِ واحد تمرکز می‌کنند.

هورمون‌ها نیز بر میل زنان به وفاداری اثر دارد. بعنوان مثال، تستوسترون (هورمون غالب مردانه) آنها را خشن و رقابتی می‌کند. استروژن (هورمون غالب زنانه) آنها را پرورش‌دهنده می‌سازد. همچنین، اکسی‌توسین—هورمون عشق در هر دو جنسیت وجود دارد اما در زنان شایع‌تر است. اکسی‌توسین با پیوند خوردن، حس شراکت و میل به مراقبت از فرزند در ارتباط است. این هورمون معمولاً در زمان استرس، بارداری و وضع‌حمل تولید می‌شود. در زمان‌های استرس، زن به دنبال رابطه شخصی، کسی که با او حرف بزند و دوستی کند است—به همین دلیل است که وقتی زنان روز پراسترسی داشته باشند دوست دارند که مردشان مثل یک دوست به حرف‌های آنها گوش دهد نه اینکه نصیحتشان کند.

در یک رابطه یا ازدواج، مرد وفادار موجب ایجاد حس امنیت و اطمینان در زن می‌شود و باعث می‌شود بتواند احساسات خود را به خوبی ابراز کرده و به مرد خود اعتماد کند. وقتی زنی ازاینکه همسری وفادار دارد، احساس اطمینان و امنیت کند، راحت‌تر می‌تواند از نظر احساسی و جسمی رابطه برقرار کند. مرد وفادار همچنین باعث می‌شود همسر او احساس دوست داشته شدن و خاص بودن کند.

شناسایی مرد وفادار

زن‌ها وقتی می‌فهمند که مردشان به آنها خیانت کرده است، شوکه می‌شوند اما تقریباً در اکثر موارد، زن به طور ناخودآگاه می‌داند که قرار است این اتفاق بیفتد یا می‌افتد. به عبارت دیگر، باید از بصیرت خودتان استفاده کنید—شما به مردی حس دارید—آیا می‌توانید به او اعتماد کنید/ درغیراینصورت راه‌های مشخص و علائم هشداری هم وجود دارد. مثلاً اگر اعتراف کرد که به دوست‌دختر قبلی خودش خیانت کرده است، همان انتظار را از او داشته باشید—مگراینکه تحت درمان قرار گرفته باشد. اگر متوجه شدید که سر مسائل کوچک دروغ می‌گوید و خیانت می‌کند (مثل صورتحساب رستوران، مالیات‌ها، معاملات تجاری و امثال آن)، باید خودتان را آماده کنید. اگر اخلاقیانتش  به او این اجازه را می‌دهد که در یک نقطه از زندگی خیانت کند، در بیشتر زمینه‌های دیگر هم اینکار را خواهد کرد. اگر هنوز مطمئن نیستید که عشق زندگیتان مرد وفاداری است یا نه، او را به مادرتان معرفی کنید و از او نظرش را بخواهید. مادرها معمولاً حس خیلی قوی در این زمینه دارند.

 

 

4.      مهربانی

معنای لغت‌نامه‌ای مهربانی، حس گرم، بامحبت و لطیف به یک فرد دیگر است. اما اکثر ما وقتی به فردی مهربان فکر می‌کنیم، کسی در نظرمان می‌آید که بتواند آن احساسات را به خوبی بیان هم کند. به عبارت دیگر، مهربانی فقط یک حس نیست، احساس در عمل است. مهربانی می‌تواند شکل‌های مختلف داشته باشد از ابراز کلمات و جملات بامحبت گرفته تا بوسه‌ها و در آغوش‌ گرفتن‌های احساسی و عاشقانه.

ما به سه روش ارتباط برقرار می‌کنیم: کلمات (7%)، لحن صدا (37%) و زبان بدن (56%). اما برای زنان ارتباط غیرکلامی (زبان بدن) اهمیت بیشتری دارد. ویژگی‌های هورمونی زنان اهمیت و لزوم لمس کردن، بوسه و در آغوش گرفتن را بیشتر می‌کند. به همین دلیل، زنان احساسی‌تر از مردان هستند. نوازش و محبت جسمی برای زنان مسئله‌ای ضروری است زیرا آنها به آن بعنوان راه بسیار قوی برای ابراز علاقه نگاه می‌کنند.

مهربان بودن بخش مهمی از یک رابطه سالم است، مخصوصاً برای زنان زیرا آنها لازم دارند که عشق را احساس کنند و نه فقط به شکل هدیه دادن یا شنیدن کلمات عاشقانه. محبت کردن به یک زن به او این اطمینان را می‌دهد که مردش به او کمک می‌کند احساس خاص بودن کند و امنیت داشته باشد. مهربانی، کلمات شیرین و بامحبت و نوزاش‌ کردن درمان روح است و به نگه داشتن عشق و شور رابطه کمک می‌کند.

شناسایی مردان مهربان

مرد مهربان معمولاً خیلی راحت شما را در آغوش می‌‌گیرد و نوازش می‌کند. او برای در آغوش کشیدن دوستان دختر شما و ایجاد حس مقبول واقع شدن در آنها نیز راحت عمل می‌کند. او آزادانه بدون اینکه سعی کند آن را به مرحله بعد بکشاند، گونه شما را می‌بوسد و به طور طبیعی دست‌هایتان را در دست می‌گیرد و آنها را نوازش می‌کند.

 

 

5.      مسئولیت‌پذیری مالی

در جامعه مدرن امروزی، اعتبار خوب برابر با قضاوت خوب است. مردی که در اکثر زمینه‌های زندگی قضاوت خوبی داشته باشد، در زندگی مالی خود نیز همینطور خواهد بود.

مسئولیت‌پذیری مالی به استفاده از قضاوت و تعادل در خرج کردن، پس‌انداز کردن و سرمایه‌گذاری کردن برمی‌گردد.

مردی که از نظر مالی مسئولیت‌پذیر است از این دلیل برای زنان خوشایند است که با فکر عمل می‌کند و مراقب هزینه‌ها و بودجه هست و مهارت لازم برای آینده‌نگری مالی مثل خرید خانه، مسافرت، دانشگاه، بازنشستگی و امثال آن را هم دارد. این مرد ریسک‌های مالی را قبول نمی‌کند و یک سطح امنیت دیگر برای خود و خانواده‌اش فراهم می‌کند. همچنین شایان ذکر است که اگر مردی از نظر مالی مسئولیت‌پذیر نباشد و به طرق مختلف پول خود را از دست می‌دهد، خیلی هم احساسی نصمیم می‌گیرد.

درنتیجه، مسئولیت‌پذیری مالی در زنان ایجاد حس امنیت و قابلیت اعتماد و اطمینان می‌کند. استرس، فشار و ترس‌های اضافه را از رابطه یا ازدواج بیرون می‌کند. چنین مردی به جای ایجاد حس اضطراب، به زن حس امنیت و اعتماد می‌بخشد.

شناسایی مردی که از نظر مالی مسئولیت‌پذیر است

تشخیص مردی که از نظر مالی مسئول است راه‌های مختلفی دارد. دقت کنید آیا سعی دارد مدام با خرید هدایای گران‌قیمت و بردن شما به رستوران‌های گران دلتان را به دست بیاورد؟ (البته اگر مطمئن هستید که ثروتمند است چندان تفاوتی نخواهد کرد) آیا رستوران‌ها و محل‌های را برای تفریح انتخاب می‌کند که مناسب موقعیت است یا بی‌تناسب است؟ آیا از خریدهای هوشمندانه خود احساس رضایت می‌کند؟ آیا اهل قمار و شرط‌بندی است؟ آیا انتخاب‌ها و تصمیمات او بر مبنای احساس هستند؟ اگر اینطور باشد با پول هم همین کار را خواهد کرد!

به دنبال مردی باشید که در هر شرایطی بتوان با او خوش گذراند و برای گشت و گذار راه‌های خلاقانه و خیال‌پردازانه خاص خود را دارد که نیاز به خرج کردن زیاد هم نیستند. به دنبال مردی باشید که قدر پول و آنچه که به دست آورده است را می‌داند.

 

5 راه برای تداوم یک رابطه عاشقانه

 


یکی از خواسته های زوج های جوان زنده نگاه داشتن روابط عاشقانه است. در این میان توانایی ها و مهارت های ارتباطی مهم ترین عنصر برای زنده نگه داشتن احساسات عاشقانه است. روانشناسان معتقدند که احساسات عاشقانه تقریباً در بهترین حالت خود تا سه سال طول می کشد. در واقع باید منتظر تغییراتی در احساسات اولیه عشق باشیم.

بایاناکا اسیویدو (روانشناس) و هلن فیشر ( فیزیولوژیست) معتقد هستند که می توان احساس عشق را برای مدت طولانی تری زنده نگاه داشت. آنها مغز پنجاه زوج را که به طور میانگین در بیست و یک سالگی ازدواج کرده بودند مورد بررسی قرار دادند. وقتی به آنها عکس ابتدای زندگیشان را نشان دادند آنها بعد از تقریبا هفت ماه همان احساس عشق اولیه را نشان دادند. اما تفاوتی وجود داشت، مناطق مغزی مرتبط با استرس در زوج های عاشقی که از سن ازدواج آنها زمان بیشتری می گذشت، کمتر فعال بود و در عوض مناطقی فعالیت بیشتری داشتند که با احساس آرامش در ارتباط بودند.

تحقیقات دیگری نیز از فواید پزشکی یک رابطه خوب حمایت کرده اند. روابط خوب باعث کاهش سطح استرس، کاهش احتمال ابتلا به آلزایمر باعث افزایش احتمال بهبود سرطان می شود. مطمئناً همه از فواید یکی رابطه خوب کم و بیش می دانیم اما سوال مهم، چگونگی حفظ آن است. در ادامه این ایمیل پنج راه را برای زنده نگه داشتن یک رابطه خوب و عاشقانه آورده ایم که امید است مورد استفاده شما دوستان عزیز
خصوصا زوج های جوان قرار گیرد.

1. صادق باشید و همدیگر را در احساساتتان سهیم کنید :
یک رابطه خوب بر پایه صداقت و احترام بنا می شود. صداقت عنصری ضروری برای یک رابطه عاشقانه است. همچنان که در عشق پیش می روید، بیشتر خودافشایی کنید، از گذشته بگویید و در مورد آرزوها و امیدهای خود صحبت کنید. اگر در موضوعی دیدگاه متفاوتی دارید، با صمیمیت به نظرات هم احترام بگذارید.

2. توانایی های همسرتان را تحسین کنید و در جستجوی چیزهای کوچک باشید :
هر روز توانایی همسرتان را تحسین کنید، برای مثال "صبرت همیشه من رو تحت تاثیر قرار می ده" یا "چه دست پخت خوب و عالی ای داری". هر فردی دوست دارد مورد تقدیر واقع بشود، افکار و احساسات مثبتی که بر روی عزت نفس همسرتان تاثیر می گذارد را مطرح کنید. این افکار و احساسات را با صمیم قلب بگویید تا همسرتان احساس تردید نکند.

3. ژست اندیشمندانه به خود بگیرید :
بگذارید همسرتان متوجه شود وقتی پیش شما نیست، شما به او فکر می کنید و شما واقعاً نگرانید و نسبت به زندگی او حساس هستید و جزئیات زندگی او را در نظر می گیرید.

- قبل از قرار ملاقات های مهم همسرتان به او پیام موفق باشید بفرستید. در انتهای هر روز در مورد اتفاقات روز پرس و جو کنید و در مورد مشکلات و ناراحتی ها با او همدردی کنید.

- لیستی از چیزهای مورد علاقه همسرتان از کوچک و بزرگ آماده کنید و سعی کنید برنامه ای برای خشنود کردن همسرتان داشته باشید.

4. گوش دادن را یاد بگیرید :
در انواع ارتباطات گاهی افراد را به حراف و ساکت تقسیم بندی می کنند. در این شیوه یک نفر مدام صحبت می کند و دیگری همیشه گوش جان می سپارد البته اگر بسپارد. این نوع رابطه برای زندگی عاشقانه خوب نیست. از نظر کلامی خانم ها و آقایان با هم متفاوت هستند، خانم ها قدرت پردازش بیشتری در فهمیدن، پردازش کردن و گوش دادن صحبت های دیگران دارند که ریشه در تعداد بیشتر سلول های عصبی مرتبط با پردازش های زبانی در قسمت چپ مغز دارد. چه صحبت کننده هستید و چه گوش کننده، یاد بگیرید که چگونه گوش کننده فعالی باشید.

- به چهره فرد مقابل نگاه کنید و با نشانه های کلامی مانند آهان و نشانه های بدنی مانند تکان دادن سر جواب بدهید.

- از یکدیگر سوالاتی برای روشن شدن تفکراتتان بکنید و اطلاعات بیشتری رد و بدل کنید.

- به نیاز همسرتان برای صحبت کردن اهمیت بدهید و محیط آرامی را برای صحبت کردن انتخاب کنید.

5. همواره بگویید دوستت دارم :
گفتن این دو کلمه کار ساده ای نیست. بسیاری از افراد در خانواده هایی بزرگ شده اند که احساس دوست داشتن را به صورت کلامی انتقال نمی دهند. بعضی ها در نهایت از طریق پیام یا از طریق ایمیل این کار را می کنند. وقتی به چشمان همسرتان نگاه می کنید و می گویید دوستت دارم مغز ماده ای به نام اکسی توسین که به هورمون عشق معروف است، ترشح می کند، ماده ای که در تحکیم یک رابطه عاشقانه بسیار موثر است.

- سعی کنید جملات زیبایی برای بیان احساسات خود پیدا کنید، جملاتی مانند" من بسیار خوشحالم که"تو "قسمتی از زندگی من هستی".

- هر کاری که می کنید به همسرتان بفهمانید که چقدر برای شما مهم است.


"نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم"

کی بخوریم کی بنوشیم و کی بخوابیم

در بعضی از ساعات شبانه روز کارآیی بدن به حداکثر خود می رسد. در این مطلب به نقل از «هلث نیوز» به این ساعت ها اشاره می کنیم.

* ۵-۳ بامداد: ریه
بیدار شدن در این ساعت صبح بسیار مفید است. میزان ازن در هوا نسبت به ساعات دیگر بیشتر است. ورزش های هوازی، در این ساعت به فرد انرژی بیشتری می بخشد. مبتلایان به آسم در صورتی که در این ساعت بخوابند، دچار تنگی نفس می شوند.


* ۷-۵ بامداد: روده بزرگ
بیدار شدن در این ساعت روز ناراحتی یبوست را برطرف می کند. حمام آب سرد در این زمان ناراحتی اعصاب را برطرف می کند.

* ۹-۷ : معده
صبحانه را کامل میل کنید تا مشکلی پیش نیاید.

* ۱۱-۹ : طحال
آب را نباید بین این ساعات مصرف کنید. رعایت نکردن این امر باعث افزایش دمای بدن، خستگی و مشکل هاضمه می شود. مبتلایان به قندخون نیز دچار تپش قلب، خواب آلودگی و … خواهند شد.

* ۱۳-۱۱ : قلب
تنها آب مصرف کنید، از کار سخت و خواب پرهیز شود زیرا احتمال حمله قلبی وجود دارد. اغلب پزشکان بیمارستان ها در این ساعت از روز که احتمال حمله قلبی در بیماران قلبی و دیابتی بالاست، در حالت آماده باش قرار دارند.

* ۱۵-۱۳: روده کوچک
پس از اتمام ناهار، استراحت بیش از ۵ دقیقه می تواند مضر باشد.

* ۱۷-۱۵ :مثانه
زمان مناسب برای مصرف مایعات است.

* ۱۹-۱۷: زمان استراحت است
از کار دست بکشید تا دچار از کار افتادن کلیه و عفونت ادراری نشوید.

* ۲۱-۱۹ :دیواره قلب
پس از این ساعت شام نخورید تا دچار تپش قلب یا درد قفسه سینه نشوید.

* ۲۳-۲۱:زمان استراحت و خواب است

* ۲۳ تا یک بامداد: کیسه صفرا
برای این که انرژی کافی به دست بیاورید در این ساعت بخوابید.

* ۱ تا ۳ بامداد: کبد
این ساعت خواب عمیق است و گرنه دچار مشکل دید و ناراحتی جسمی می شوید.

حرفهایی که نباید به همسرتان بزنید چیست

یکی از راه های برقراری ارتباط با همسرتان استفاده از زبان است. بعضی اوقات زبان باعث جدایی و تفرقه و در برخی از مواقع باعث محکم شدن رابطه با همسرمی شود. برای اینکه روابط زناشویی تداوم بیشتر و بهتری داشته باشد چه حرفهایی را باید به همسرتان نگویید؟

در ابتدا باید گفت به دلیل اینکه روحیات و عواطف زن و مرد با هم متفاوت است، حرف‌هایی که نباید گفته شود هم متفاوت است؛ ابتدا زنان را مورد بحث قرار می‌دهیم:

زنان نباید همه خاطرات و یا اسرار گذشته خود را بازگو کنند و یا حتی در مورد تعداد خواستگارهای قبلی که موقعیت های اجتماعی و مالی بیشتری داشتند، صحبت کنند؛ زیرا مردان احساس می کنند که ضعف دارند و به شخصیت آنها توهین شده و باعث می‌شود ذهنشان نسبت به همسرانشان مغشوش شود.

زنان اگر می خواهند صحبت هایی از گذشته را برای همسرانشان بازگو کنند، باید سعی کنند وارد جزئیات نشوند و بحث را نشکافند. مشکلاتی که در گذشته حتی با خانواده خود مانند برادر و یا خواهر داشتند، اگر فکر می کنند مورد خدشه دارد شدن روابط آنها با همسرشان می شود به هیچ وجه بازگو نکنند.

زنان باید در موقعیت های متفاوت لحن صحبتهایشان را نیز متفاوت جلوه دهند.
همچنین زنان نباید ضعف خانواده همسر را مورد ایراد قرار دهند و مثلا نگویند” تو خانواده دوست هستی و به خانواده خودت بیشتر احترام می گذاری”. زیرا مردی که خانواده و همچنین پدر و مادر خود را دوست دارد؛ در نتیجه همسر خود را هم دوست خواهد داشت و به این موضوع مانند یک امتیاز نگاه کنید نه یک ضعف.

معمولا در روابط خانوادگی زنان کمی اغراق می کنند و یا دست به مقایسه می زنند، زنان نباید بگویند که «خانواده من فلان امتیاز مثبت دارد و خانواده تو فاقد این امتیازها است» این کلام باعث فاصله گرفتن از همدیگر می‌شود.

تحقیقات نشان می دهد زنان همزمان دو نیم کره مغزشان فعال است و تمام جزئیات و کلیات را در نظر دارند ولی آقایان فقط یک نیم کره مغزشان فعال است. بنابراین زنان باید این نکته را مدنظر قرار دهند که وقتی مطلبی را به مردان گوشزد می کنند حداقل ۳تا۱۵ثانیه زمان می برد تا همسرشان حرفهای آنها را درک کند.

در نتیجه نباید همزمان چند مطلب و یا موضوع مهم را به مردان گفت؛ زیرا مردها قوه تجزیه و تجلیل شان نسبت به زنان کمتر است و این چند مطلب گویی موجب فشار و در نتیجه عصبانیت آنها می شود.

و اما مردان
مردها باید تلاش کنند جایگاه ارزشی خانواده قبلی خود و خانواده فعلی متعادل نگاه دارند به عنوان مثال نباید بگویند: “من خانواده خودم را بیشتر از خانواده تو ( همسرم) دوست دارم”.

دوست داشتن یک امر ذاتی است و نباید خانواده های مرد و زن را از لحاظ دوست داشتن مقایسه کرد.نمی توان به کسی گفت “مادر همسرت را به اندازه مادر خودت دوست داشته باش” اما باید احترامی که به این دو نفر می شود متعادل و یکسان باشد.

زنان معمولا از تعریف و تمجید خوششان می آید در صورتی که مردان معمولا به کمیت بیشتر از کیفیت توجه می کنند. مثلا موقع غذا خوردن مردها غذایی را دوست دارند که با ولع بتوان آن را خورد در این هنگام زنان فکر می کنند غذا بسیار لذیذ شده که همسرشان با ولع در حال خوردن است. وقتی از آنها می پرسند: غذا خوشمزه شده است، نباید اگر غذا هم لذید نبود نظر منفی بدهند زیرا باعث تخریب همسرشان می شود.

در مدیریت خانواده مردان نباید دنبال این باشند که فقط نظرات خود را اعمال کنند. در مورد جزئیات داخلی خانواده و معاشرت، تربیت و یا حتی دکوراسیون خانه نظر زنان بیشتر ارجحیت دارد. سلیقه خانم ها معمولا در این مواقع با آقایون متفاوت است، زیرا خانم ها اگر کوچکترین ناهارمونی در رنگها و ابعاد وسایل خانه به وجود بیاید موجب آزارشان می شود اما مردها این ویژگی را ندارند. بنابراین بهتر است مردان در نوع چینش وسایل خانه و دکوراسیون نظر همسرشان را در اولویت قرار دهند.

10 برتری جالب زنان بر مردان

 

زنان بهتر حرف مي‌زنند

در يك مطالعه گسترده كه در سال 2008 در 3 كالج و دانشگاه آمريكا در بين دانشجوياني از نژادها و رنگ پوست‌هاي مختلف انجام گرفت، مشخص شد كه زنان در حين مطرح‌كردن جملات منظور خود را شفاف‌تر و درست‌تر بيان مي‌كنند. درواقع وقتي تصاويري به نمايش درمي‌آمد شركت‌كننده‌ها- چه زن‌ها و چه مردها- از طريق جملات زنان بهتر موضوع مرتبط با تصاوير را مي‌فهميدند. در واقع درك زنان از نمايش يك تصوير و سپس توضيح آن جامع‌تر، پرنكته‌تر و دقيق‌تر از مردان بود.


زنان سريع‌تر هستند

براساس مطالعات انجام شده، شايد در دوهاي سرعت مردان از زنان پيش بيفتند، اما سرعت هماهنگي عملكرد بدن زن‌ها به‌طور متوسط از مردها بيشتر است. محققان در مطالعه‌اي كه در دانشگاه‌هاي هاروارد و بريكام انجام گرفت، متوجه شدند كه زنان به‌راحتي مي‌توانند عملكرد ميان مغز و اندام‌هاي خود را هماهنگ كرده و سريع‌تر براي انجام يك كار برنامه‌ريزي كنند. جالب است بدانيد، در يك مطالعه گسترده هم مشخص شد كه براساس ساعت فيزيولوژيك بدن،‌ عملكرد بدن زنان طي يك روز 6 دقيقه كوتاه‌تر از مردان است، درواقع بدن آن‌ها به گونه‌اي برنامه‌ريزي شده كه در طول زماني كمتر از روز تمام كارها را به پايان برساند.

 

زنان دانشگاه‌ها را فتح كرده‌اند

حالا تقريبا در تمام جهان، در رشته‌هاي دانشگاهي، چه در پذيرش و چه در فارغ‌التحصيلي، زنان موفق‌تر از مردان هستند. در سال تحصيلي 2009-2008 در آمريكا، 60درصد از سهميه فوق‌ليسانس در تمامي رشته‌ها توسط زنان اشغال شده و براي اولين‌بار در طول تاريخ ميزان زنان فارغ‌التحصيل در رشته دكترا از مردان بيشتر بود (51درصد به 49درصد) اين نسبت در سال‌هاي بعد بيشتر هم خواهد شد و در تمامي مقاطع تحصيلي ميزان دانشجويان زن از دانشجويان مرد بيشتر خواهد بود.

 


آن‌ها به سلامت فكر مي‌كنند

زنان در كشورهاي آمريكا و كانادا، براساس آمار موسسه‌هاي بهداشتي بسيار بيشتر از مردان به فكر سلامت خود هستند و به‌طور منظم به پزشكان مراجعه كرده و براي پيگيري بيماري‌هاي خود هم بيشتر و منظم‌تر به پزشك مراجعه مي‌كنند.

 


زنان قوي‌تر هستند

مطالعه‌اي كه در سال 2009 توسط پژوهشگران دانشگاه كل گپل انجام شده است نشان مي‌دهد، در بدن زنان مكانيسم‌هايي وجود دارد كه احتمال ابتلاي آن‌ها به بيماري‌هاي عفوني را كاهش مي‌دهد، در واقع مي‌توان گفت كه آن‌ها مكانيسم‌هاي تدافعي بهتري دارند. اين مطالعات نشان داد، استروژن موجود در بدن زنان آنزيمي را كه باعث برهم خوردن سيستم ايمني بدن و ابتلا به عفونت مي‌شود را غيرفعال مي‌كند. احتمالا در آينده به مردان دچار مشكلات سيستم ايمني و عفونت‌هاي مكرر درمان‌هاي حاوي استروژن تجويز شود.

 


تغذيه زنانه بهتر است

مطالعه‌اي كه در 8 كشور اروپايي طي 3 سال انجام شده است نشان مي‌دهد، درصد زيادي از كودكان حالا به‌طور منظم از غذاهاي فست‌فود استفاده مي‌كنند (بين 20تا 35 درصد از كودكان زير 16سال در اين كشورها حداقل 3بار در هفته غذاهاي فست‌فود مصرف مي‌كنند)، اما در ميان بالغان ميزان مصرف فست‌فود و گرايش به آن در ميان دختران كمتر از پسران است. در واقع اين مطالعه نشان داد، اطلاعات در مورد تغذيه سالم در زنان بيشتر است و آن‌ها الگوي تغذيه سالم‌تر و مناسب‌تري نسبت به آقايان دارند.

 


بيماري مردانه

هموفيلي بيماري است كه در آن انعقاد خون دچار مشكل مي‌شود. در اين حالت اگر در نقطه‌اي از بدن خونريزي پيش بيايد خونريزي ادامه مي‌يابد و حتي ممكن است به مرگ فرد بينجامد. اين بيماري به دليل وجود مشكلي در كروموزوم X رخ مي‌دهد، در مردان كه فقط يك كروموزوم X دارند اين حالت بسيار شايع‌تر از زنان است كه ‌2‌كروموزوم X دارند. درواقع نسبت شيوع اين بيماري در مردان بيش از 30 برابر زنان است.

 


زنان‌ نيكوكارترهستند

مطالعه‌اي كه سال 2010 انجام شد نشان داده كه زنان نسبت به مردان با سطح درآمد مشابه خود بيشتر در كارهاي خيرخواهانه و اعانه دادن شركت مي‌كنند و تمايل بيشتري به حضور در فعاليت‌هاي نيكوكاران و اقدامات عام‌المنفعه دارند.

 


زنان قلب سالم‌تر دارند

در كل زنان نسبت به مردان كمتر در معرض خطر مشكلات قلبي هستند تا قبل از سن يائسگي، اين موضوع به‌خاطر اثرات محافظتي هورمون‌هاي زنانه است اما بعد از آن هم باز زنان كمتر از مردان هم‌سن خود در خطر هستند، چرا؟ چون بدن آن‌ها نسبت به عوامل مساعدكننده ابتلا به بيماري‌هاي قلبي مثل ديابت و سطح كلسترول خون، پاسخ بهتري مي‌دهد. درضمن زنان پس از ابتلا به مشكلات قلبي شيوه زندگي سالم‌تري را در پيش مي‌گيرند و سطح چربي خون و سطح قندخون آن‌ها نسبت به مرداني كه شرايط مشابه دارند پايين‌تر و مناسب‌تر است. نكته مهم در مورد شرايط قلبي اين است كه طولاني‌ترين طول عمر پس از جراحي قلب هم مربوط به يك زن است. در سال 1924 سادي پوردي، دختر 17 ساله انگليسي كه مشكل قلبي مادرزادي داشت، تحت عمل جراحي قلب باز قرار گرفت. آن موقع پزشكان فكر مي‌كردند كه او از اين عمل جراحي جان سالم به در نخواهد برد، ولي پوردي نه تنها زنده ماند كه 80 سال پس از آن عمل جراحي هم عمر كرد تا نامش در كتاب ركوردهاي گينس جاودانه شود.

 


صورت‌هايي كه زودتر درمان مي‌شوند

بايد گفت كه اين اتفاقي است كه مي‌تواند باعث خوشحالي زنان شود، پس از اعمال جراحي صورت،‌ روند بهبود در زنان سريع‌تر از مردان است. البته اين موضوع خاص عمل‌هاي جراحي زيبايي نيست و حتي در موارد مربوط به برداشتن توده سرطاني، مثلا سرطان پوست از روي صورت، ديده شده است كه روند بهبود در صورت زنان سريع‌تر از مردان است. اين يك دليل علمي دارد. دكتر فيل هائك، مدير انجمن ملي جراحان پلاستيك و ترميمي آمريكا مي‌گويد: «سلول‌هاي پوست و فوليكول‌هاي مو در مردان به خون بيشتري احتياج دارند، طبيعي است كه اين باعث تاخير در روند بهبود آن‌ها شود. صورت مردان نسبت به زنان عضلاني‌تر است و براي همين روند ترميم در آن‌ها طولاني‌تر و مشكل‌تر است.

لاینل واترمن داستان آهنگری را می گوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما با تمام پرهیزگاری در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشکلاتش به شدت بیشتر می شدند
یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجیب است درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر زندگیش آمده است .

اما نمی خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به این موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را یافت روز بعد که دوستش به دیدنش آمده بود گفت : در این کارگاه فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم می دانی چطور این کار را می کنم ؟ اول تکه ای از فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود بعد با بیرحمی سنگینترین پتک را بر می دارم و پشت سرهم بر آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم تا جاییکه تمام این کارگاه را بخار آب فرا می گیرد فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم " یک بار کافی نیست "آهنگر مدتی سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهی فولادی که به دستم می رسد این عملیات را تاب نمی آورد حرارت پتک سنگین و آ ب سرد تمامش را ترک می اندازد می دانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد "

آنگاه مکثی کرد و ادامه داد " می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد .

اما تنها چیزی که می خواهم این است : " خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود گیرم با هر روشی که می پسندی ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن "

دو خط موازی

دو خط موازی زاییده شده اند پسركی در كلاس درس آنها را روی كاغذ كشید آن وقت دو خط موازی چشمانشان به هم افتاد و در همان یك نگاه قلبشان تپید و مهر یكدیگر را در سینه جای دادند خط اولی نگاه پرمعنا به خط دومی كرد و گفت : ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم .... خط دومی از هیجان لرزید خط اولی : .... و خانه ای داشته باشیم در یك صفحه دنج كاغذ . من روزها كار می كنم . می توانم خط كنار جاده ای متروك شوم ... یا خط كنار یك نردبان خط دومی گفت : من هم می توانم خط كنار گلدان چهارگوش گل سرخ شوم . یا خط كنار یك نیمكت خالی در یك پارك كوچك و خلوت ! چه شغل شاعرانه ای .... !
در همین لحظه معلم فریاد زد : « دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند و بچه ها تكرار كردند . »

دو نجات یافته

یك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و به جزیره كوچكی شنا كنند . دو نجات یافته نمی دانستند چه كاری باید كنند اما هردو موافق بودند كه چاره ای جز دعا كردن ندارند. به هر حال برای اینكه بفهمند كه كدام یك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعای كدام یك مستجاب می شود آنها تصمیم گرفتند تا آن سرزمین را به دوقسمت تقسیم كنند و هر كدام در یك بخش درست در خلاف یكدیگر زندگی كنند نخستین چیزی كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول میوه ای را كه بر روی درختی روییده بود در آن قسمتی كه او اقامت می كرد دید و مرد می تونست اونو بخوره. اما سرزمین مرد دوم زمین لم یزرع بود.

هفته بعد مرد اول تنها بود و تصمیم گرفت كه از خدا طلب یك همسر كند. روز بعد كشتی دیگری شكست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یك زن بود كه به بخشی كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت دیگر مرد دوم هیچ چیز نداشت . بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بیشتری نمود. در روز بعد مثل اینكه جادو شده باشه همه چیزهایی كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت . سرانجام مرد اول از خدا طلب یك كشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد یك كشتی كه در سمت او در كناره جزیره لنگر انداخته بود را یافت. مرد با همسرش سوار كشتی شد و تصمیم گرفت مرد دوم را در جزیره ترك كند .

او فكر كرد كه مرد دیگر شایسته دریافت نعمتهای الهی نیست. از آنجاییكه هیچ كدام از درخواستهای او از پروردگار پاسخ داده نشده بود . هنگامی كه كشتی آماده ترك جزیره بود مرد اول صدایی غرش وار از آسمانها شنید :" چرا همراه خود را در جزیره ترك می كنی؟"

مرد اول پاسخ داد "نعمتهای تنها برای خودم هست چون كه من تنها كسی بودم كه برای آنها دعا و طلب كردم دعا های او مستجاب نشد و سزاوار هیچ كدام نیست "

آن صدا مرد را سر زنش كرد :"تو اشتباه می كنی او تنها كسی بود كه من دعاهایش را مستجاب كردم وگرنه تو هیچكدام از نعمتهای مرا دریافت نمی كردی"

مرد از آن صدا پرسید " به من بگو كه او چه دعایی كرد كه من باید بدهكارش باشم؟" " او دعا كرد كه همه دعاهای تو مستجاب شود" ما هممون می دونیم كه نعمتهای ما تنها میوه هایی نیست كه برایش دعا می كنیم بلكه اونها دعاهایی دیگران هست برای ما

بوسیدن بشکل پروانه

 
در روبروی همدیگر قرار گیرید به فاصله کمتر از یک نفس و سپس بازکنید و ببندید پلکهایتان را در مقابل نفر مقابل.اگر شما اینکار را صحیح انجام دهیداحساس بال زدن دونفره شما یکی خواهد شد در قلبهایتان.



بوسه ازگون
ه

 
یک بوس دوستانه به معنای من واقعا شمارا دوست دارم.اولین بوسیدنی که معمولا در قرارهااتفاق می افتد این روشمیباشد.دستهایتان را روی شانه طرف مقابل قراردهید سپس بطور آقاوار لبهایتان را بهگونه طرف مقابل تماس دهید واهسته بگذرانید.



بوسه از لاله گوش

 
نرمه گوش رابچشید و مک بزنید .از مک زدن با صدای بلند خودداری شودچون گوشها حساس به صدای بلند هستند.



بوسه اسکیمویی

 
در این حالت صورت دونفر بایستی به اندازه کمتر از یک نفس به هم نزدیک شده سپس بینی های خودرا به یکدیگر بمالید.



بوسه از چشمان

 
سر طرف مقابل را با دو دستان حود بگیرید و به آرامی سر یار خود را به طرفی که می خواهید ببوسید حرکت دهیدسپس بطور آهسته بوسه خود را بطرف چشمان طرف مقابل خود سوق دهیدویک بوسه محبت آمیز از قسمت بالای چشمان بسته شده بکنید.



بوسه از پلک

هنگامی که شریک شما در حال استراحت با چشمان بسته می باشد خیلی خیلی محترمانه بوسه ای از فسمت فوقانی پلکها بکنید.(یه بوسه خیلی خودمانی)




بوسه از انگشتان

 
هنگام خواب انگشتان طرف مقابلتان را مک بزنید.این عمل می تواند خیلی فریبا و لذت بخش باشد.



بوسه از پا

 
یک رفتار شهوانی و خیالی. این عمل ممکن غلغلک دهنده باشد اما ارام باشید و از این حرکت لذت ببرید.




بوسه از پیشانی

 
این بوس به بوس مادرانه یا دوستانه معروف است .بوسه از پیشانی به هر کسی می تواند آرامش ببخشد. برای اینکار لبان خود را به آرامی باپیشانی طرف مقابل تماس داده و بگذارنید.



بوسه منجم
د

 
یک بوسه شوخی آمیز. برای اینکار یک تکه یخ کوچک را دهان خود بگذاریدسپس دهان خود را باز کنید و یک بوسه از طرف مقابل خود بفرمایین(البته با زبان خود تکه یخ را تکان دهید) این بوسه شهوانی فرانسوی می باشد.



بوسه فرانسوی

 
در این نوع از بوسه زبانها با یکدیگردرگیر می گردد




بوسه میوه ای

 
در این حالت شما باید یک تکه میوه را بین دو لب خود قراردهید(میوه های آبدار مثل انگور- توت فرنگی - تکه کوچکی از آناناس یا انبه ایده ال هستند)همدستان را ببوسیددر این حین گاز کوچکی از میوه بزنیداینکار را ادامه دهید تا میوه نیمه شود در این حال اجازه دهید آب میوه بر روی دهانتان جاری شود.



بوسه از دستان

 
دست همسرتان را به آرامی تا پیش لبهایتان بالا بیاوریدسپس به اهستگی لب خودرا بر پشت دست همسرتان لمس دهید(منظور اینه که ماچ کنِید).البته حالت قدیمی این نوع بوسه به حالت تعظیم وار بود که نمایش دهنده تسلیم مرد در برابر زن بود.



یه بوسه با مزه

 
لب خود را با یک توار چسب ببندیدوسپس توجه شریک خود را جلب کنیدوقتی همسرتان به شما نزدیک شدسروصدا اپجاد کنید بطوری که مثلا در حال گفتن چیری هستیدو طوری وانمود کنید که نمی توانید نوار جسب را باز کنیدوقتی که یار شما نوار چسب را از لب شما باز می کند تا بفهمد که شما چه می گوییدبه او بگوییداین لبها فقط برای یک چیر خوب است و سپس یک بوسه اتشی مزاج از او بگیرید.
بوسه از نوع گرم و سرد

ربان شریک خود را بلیسید تا گرم گرم شود . سپس بلافاصله وزش بادی بر روی آن با دهان خود ایجاد نماییداین کار باعث ایجاد سر و صدای شهوانی از طرف مقابل خواهد شد.




بوسه زیر دارواش(نوعی گیاه )

 
خاطر خواه خود را با یک بوسه آقا منشانه زیر گیاه دارواش غافلگیر نمایید. این حالت همچنین برای افراد خجالتی عالیه تا از شریک خود یه بوسه توپ بگیرند.




بوسه بصورت به حروف نوشتن

 
برای یار خود یک بوسه در نامه های مخصوص این کار بفرسـتیدو به جای هر بوسه یک حرف x در یک ردیف بنویسید مثل این xxxxxxx




بوسه زبانی

 
اندکی قبل از بوسیدن زبان خود را برروی لبهای عاشق خود حرکت دهید و لب بالا یا پایین هم فرقی نمی کند و این بستگی به موقعیت لبهای شما دارد.( آخر خوشگذرانی )




بوسه و نوازش کردن گردن

 
در این حالت شما بایستی از بالای گردن به سمت پایین شروع به خوردن نمایید(حالت خوردن )در آخر کار هم یه بوسه جانانه از لبان طرف مقابل بفرمایین.

دیگر استرس و نگرانی هایتان را کنار بگذارید!

یکبار و برای همیشه از شر نگرانی‌هایتان خلاص شوید
ادامه نوشته

خانه ی قلبم ….

امروز زنگ خانه  قلبم را زدم ٬صدایی نشنیدم انگار هیچکس آنجا نیست . در را فشار دادم ، در باز شد. به داخل رفتم ولی… ولی اینجا  ٬اینجا کجاست؟ اینجا خانه قلب من است ؟

نه باور نمی کنم ولی آدرس را درست آمده ام  ٬پس چر ا اینطور ؟ چرا اینقدر تاریک ؟…

چرا اینقدر سیاه؟به خودم آمدم فهمیدم مدت هاست دستی به رویش نکشیدم.

انگشتی بر روی  تاقچه ها کشیدم غبار تنهایی رویشان نشسته بود ، نگاهی به اطراف خانه کردم .  چشمه محبت کنارش خشک شده بود ، وارد خانه شدم . پنجره اش را باز کردم و آستین ها را بالا زدم و خانه تکانی را شروع کردم …

 غبار تنهایی و غربت  را از گوشه و کنارش زدودم  .

زمینش را با فرش دوستی  مفروش ساختم .

گلدانی از گل محبت را در کناره پنجره هایش گذاشتم…

 آه …چراغ یادم رفت. چراغ عشق را نیز بر سقف  خانه دلم آویختم

آری او برگشت . . .