امشب
چنگ می زند ,
زخمه های سیم
از تار تار نگاهت ..
===============
امشب
باید زود به رویا برسی
من
منتظر سقوط بر
بام صبح ام.
=================
گاهی دلت میخواد
دست بعضی خاطره ها را
بگیری
بکشی از گذشته بیرون
بغل شان کنی
... ببویی
و هزار بار دیگر
با آنها زندگی کنی
خاطره هایی که
کاش به آنجا نرسیده بودند
که باورت
را به باد دهند .
==================

می ترسم از سگ ....

اصرار نکن

به چشمانت خیره شوم ...
====================

چه می شد برگشتن مصدر فعل رفتن بود !
آن وقت تو که می رفتی
آب از آب تکان نمی خورد ...
==================
قهر که می کنی
لبخند نزن
چای تلخ را
در فنجان می ریزند
نه در قندان !
=================
کاش ,
خاری که بر تنم کاشتی ,
به قلبم نزدیکتر بود
عطر دستان تو را دارد ..

باید
با خون و دل ابش دهم
شاید
جوانه داد
گل داد
... و
تو
به چیدنش امدی ..

خدا کند تا بهار
این خار مرا نخشکاند ..
=================
امشب
چه ناکوک ساز می زنی ..

چنگ می زند ,
زخمه های سیم
از تار تار نگاهت ..

اخم نکن
چشمانت را نبند
... می ترسم
می ترسم جهانم سقوط کند ..
=================