پوست و
گوشت و
استخوانم ،
عاااااااشــــقت شده است ؛
حالا هر چقدر می خواهی دور شو ،
از چشمهایم ...
...
==============================
نیمه شب
صدای زنگ تلفن بی خوابم کرد ..
تو انسوی خط بودی
و من
سراپا مست تو این سو ..
چه عاشقانه
ساعت ها
گفتیم و خندیدیم و گریه کردیم ..
صبح شده
... سپیده بیدار شده
اما
ما
هنوز
سرگرم گفتگو ..
دلم به خداحافظی نمی کشد
اول تو قطع کن لطفا ..

راستی خوب شد
این خط بوق ندارد
وگرنه هر روز
باید
کلی پول مکالمه می دادیم ..

==================================

جانم به لبم رسید،
بوسه هایت،
نه!

==================================

من از این‌جا خواهم رفت
و فرقی هم نمی‌کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می‌گریزد
از گم شدن نمی‌ترسد

==================================

تو بگو که بر می گردی....
من
هزار سال عمر می کنم ......

==================================

تو برگرد ، حتی یک روز هم کافی ست حتی یک نگاه . فقط برگرد

==================================

چراغهایِ تردیدِ انتهای رابطه ,
زل میزنند بر دست های تویی ,
که نوازش می کنی لمس تن فرشته ای را ..
مـــــــــست باش
اما به هــــــــــوش باش
وقتی جای تنپوش ,
قــــوس تنش را تنپـــوش می شوی
وقتی با عشق لای موهای یلداییش قـــدم می زنی ..
مردانه وجب بزن تن را ,
... اما ,
به وقت مـــــــکث تردید , پشت چراغهای چشمک زن عشق ,
پنجره های رابطه را تا انتها وا کن
فریاد بزن ,
که تا دنیا دنیاست ,
من هفت سنگ دلش را به سینه خواهم زد ..

==================================