حالا که آمده‌ای
من هم پیر شده‌ام
هفت سال یا هفتاد سال
فرقی نمی‌کند
من از همه‌ی هفت‌های جمعه بیزارم...

حالا که آمده‌ای
خدا هم خوشحال است
دیگر وقتش را نمی‌گیرم
حالا که آمده‌ای
به همان سال‌ها برمی‌گردم . . .