نفس هایم را
که از گیسوید
بدرقه کردم

به پایین ...
گوشواره ات
میرسانم
تا گونه ات را گرم
بوسه هایم کنم

وقتی گردنت
لبم را به س ی ن ه هایت می رساند
نفس بند می آید

شعر واژه هایش را گم میکند
و این شعر با ناتمامیش
شروع دیگریست.