خدا را چه دیدی ؟
شاید یک روز
در کافه ای دنج و خلوت
این کلمه ها و نوشته ها صوت شدند
برای گوشهای تو
که روی صندلی رو به روی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده
چای تو سرد می شود
بس که خیره مانده ای به من