لحظه هایی که اسمش را
تو گذاشتم
دارد
کم کم
آرام آرام
نفس هایش ته میکشد...
=========================
تو گذاشتم
دارد
کم کم
آرام آرام
نفس هایش ته میکشد...
=========================
در خیابانهای شب
جایی برای پرسه زدن من
باقی نمانده است
چرا که چشمانت
همه مساحت شب را
از آن خود کرده اند!
========================
جایی برای پرسه زدن من
باقی نمانده است
چرا که چشمانت
همه مساحت شب را
از آن خود کرده اند!
========================
هی بهانه می گرفت
از هوا
از سرما ..
گفتم :
وقت سفرت گشته
باید بروی انگار ..
... هوای دیگری ,
حواست را سرمازده کرده ..
======================در آسمان اتّفاقاتی غریب رُخ میدهد،
چرا که من عاشقِ تواَم !
فرشتهگان در عشق ورزیدن آزادند
وَ خُدایان
به عشقهاشان میرسند !
===========================
از هوا
از سرما ..
گفتم :
وقت سفرت گشته
باید بروی انگار ..
... هوای دیگری ,
حواست را سرمازده کرده ..
======================در آسمان اتّفاقاتی غریب رُخ میدهد،
چرا که من عاشقِ تواَم !
فرشتهگان در عشق ورزیدن آزادند
وَ خُدایان
به عشقهاشان میرسند !
===========================
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:50 توسط علیرضا_جهانی
|