من از جنس خودت بودم

من از جنس شکستن ها

من از جنس رهایی ها

من ازجنس گسستن ها

من از جنس یه بال و پر

به اوج قله ها پرواز

همی کردم و رفتم

به اوج آرزوهام باز

تو از جنس خودت بودی

یه شیشه بادلی سنگی

به ظاهر نرم و بی آزار

به باطن سنگی و رنگی

من از جنس خودت بودم

گمانم بودکه دل رحمی

حقیقت تلخ و غمگین بود

ندارم بعد از این سهمی

نه از تو و نه از شیشه

نه از جنس شکستن ها

منم دل سنگ و بی روحم

به پیش این گسستن ها...