من از جنس خودت بودم
من از جنس خودت بودم
من از جنس شکستن ها
من از جنس رهایی ها
من ازجنس گسستن ها
من از جنس یه بال و پر
به اوج قله ها پرواز
همی کردم و رفتم
به اوج آرزوهام باز
تو از جنس خودت بودی
یه شیشه بادلی سنگی
به ظاهر نرم و بی آزار
به باطن سنگی و رنگی
من از جنس خودت بودم
گمانم بودکه دل رحمی
حقیقت تلخ و غمگین بود
ندارم بعد از این سهمی
نه از تو و نه از شیشه
نه از جنس شکستن ها
منم دل سنگ و بی روحم
به پیش این گسستن ها...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:41 توسط علیرضا_جهانی
|